ردیت

گیمیفیکیشن ردیت و یک سوال مهم! پلییفیکیشن یا گیمیفیکیشن؟

گیمیفیکیشن ردیت یکی از جذاب ترین مثال های گیمیفیکشن در بازاریابی است نکته جالب توجه این است که شما این مورد را معمولا به عنوان یک مثال گیمیفیکشن در وبسایت های خارجی نمی‌بینید. در ادامه علت این امر را توضیح خواهم داد.اما قبل از هر چیز بیایید نگاه دقیقی به این گیمیفیکیشن بیندازیم.

ردیت چیست؟

ردیت یک سایت امریکایی است که در آن افراد به نشر محتوا و رتبه دادن به وبسایت ها و .. می‌پردازند. نکته جالب توجه این وبسایت این است که علاوه بر تالارهای گفت و گو و… یک سیستم امتیاز‌دهی جالب وجود دارد. یعنی هر پستی که توسط افراد منتشر می‌شود بقیه افراد به این پست امتیاز می‌دهند و در لیدربورد کلی این پست بالاتر یا پایین‌تر می‌رود. همانطور که متوجه شده اید کلیت این سایت نیز تا حدودی از گیمیفیکیشن استفاده می‌کند. و افراد در تلاش هستند تا پست هایشان بیشتر دیده شود و در لیدربورد کلی بالاتر برود. اما صبر کنید گیمیفیکیشن ردیت از نظر من چیز دیگریست!

گیمیفیکیشن ردیت چیزی بیشتر از یک دروغ 13

در یک آوریل که تقریبا مصادف با سیزده فروردین ما می‌شود خارجی ها دروغ 13 خود را دارند که نمونه های مشهوری از آن را شنیده اید. در این تاریخ حتی کمپانی های بزرگ نیز دروغ می نویسند و هرکسی که دروغی بگوید که بقیه آن را بیشتر باور کنند انگار برنده است. در سال 2015 یعنی 10 سال بعد از افتتاح این سایت یک دروغ 13 عجیب ایجاد شد.

ردیت 13امین سایت پرترافیک دنیا، اعلام کرد که در یک آدرس اینترنتی خاص(یک لندینگ پیج) یک دکمه قرمز وجود دارد. در کنار این دکمه قرمز یک تایمر وجود دارد اگر این تایمر به صفر برسد اتفاق بعدی مشخص می‌شود.

اگر کسی که در سایت وارد شده و تاریخ ثبت نامش قبل از روز اعلام بازی ‌باشد و این دکمه خاص را بزند زمان‌شمار بازی دوباره 60 ثانیه می‌شود. هرکس تنها یک بار می‌تواند این دکمه را کلیک کند. سپس توضیح بازی می‌گوید که آزادید که در بازی شرکت کنید!

حتی اگر تمام کاربران ردیت دقیقا یک ثانیه قبل از صفر شدن روی این دکمه کلیک می کردند 66 سال طول می‌کشید تا اینکه بالاخره همه متوجه می‌شدند که راز پشت این اتفاق چیست!

اتفاق عجیب بعدی این بود که تمام افرادی که در ابتدا وارد این لندینگ پیج شدند شاید از روی کنجکاوی روی دکمه کلیک کردند و این اتفاق به صورت میانگین روی ثانیه 58 اتفاق افتاد! یعنی هر دوثانیه یک نفر روی دکمه کلیک می‌کرد و تمام کسانی که روی دکمه کلیک می‌کردند یک نشان بنفش روی پروفایلشان مشخص می‌شد! بازی بسیار اسرار آمیز بود و افراد تا مدت های زیادی آنقدر روی دکمه کلیک کردند که تا چند وقت زمان تایمر به زیر 50 ثانیه هم نرسید!

همزمان بسیاری از کاربران تا صبح منتظر می‌ماندند تا ببینند تایمر اگر صفر شود چه اتفاقی می‌افتد. بعد از مدتی کسانی که در بازی شرکت نکرده بودند یک نشان خاکستری دریافت کردند. سپستایمر از 50 ثانیه گذشت و یک نفر روی 47 ثانیه روی دکمه کلیک کرد و در کمال تعجب دید که پروفایلش نشان آبی گرفته است. کاربران خود به خود متوجه شدند که کلیک روی هر بازه زمانی 10 ثانیه ای یک رنگ به آن ها می‌دهد پس کاربری که پروفایلش رنگ آبی است از کاربر بنفش قوی تر است!

نتایج نهایی گیمیفیکیشن ردیت
نتایج نهایی گیمیفیکیشن ردیت

به درصد های بالا دقت کنید! به نظر من این درصد ها به طرز عجیبی تفسیرکننده فرهنگ یک ملت است!

میلیون ها نفر درگیر کلیک کردن روی یک دکمه شدند که در نهایت هیچ معنای خاصی نداشت! صدها میلیون نفر اخبار این دکمه را پیگیری کردند. از لحاظ برنامه نویسی درست کردن چنین امکانی واقعا هزینه خاصی برای ردیت نداشته است اما چقدر باعث برندینگ ردیت شده است؟ 

اما همه این حرف ها را زدم تا به یک موضوع مهم اشاره کنم. قبل از هرچیز یک سوال مهم! چرا خیلی کم راجع به این شاهکار در کتاب ها میخوانیم؟ من در هیچ کتاب گیمیفیکیشن راجع به این مثال چیزی نخوانده بودم و البته من تقریبا تمام کتاب های گیمیفیکیشن را خوانده ام! علت این است که این مثال یک موضوع بسیار مهم را نقض می‌کند! چیزی که در تمام کتاب های مارکتینک به آن اشاره شده است! آن هم معنادار بودن یک کار است!قبل از اینکه به من حمله کنید یک مثال دیگر مطرح می کنم تا منظورم را بهتر درک کنید.

از گاوهای کلیکی تا گیمیفیکیشن ردیت

یان بوگوست یک انسان مشهور در دنیای بازی است وی یک مقاله مهم نوشته است به اسم گیمیفیکیشن چرت و پرت است! وی ادعا می کند که گیمیفیکیشن یک واژه است که مشاوران بازاریابی برای چاپیدن شرکت ها به وجود آورده اند و کسانی که از گیمیفیکیشن استفاده می کنند تنها با اضافه کردن امتیاز و نشان و جدول برندگان می خواهند جذابیت ها یدنیای بازی را اضافه کنند! این افراد هیچ چیز از جذابیت های دنیای بازی نفهمیده اند!

بوگوست ادعا می کند مهم ترین جذابیت دنیای بازی “چویس” است که بسیار زیاد در کارگاه هایم راجع به این موضوع صحبت کرده ام. اما نکته جالب توجه این بود که بوگوست یک سایت درست کرد به اسم گاوهای کلیکی در این سایت وی می خواست گیمیفیکیشن را به سخره بگیرد یک سری گاو وجود داشت که شما روی آن ها کلیک می کردید و آن ها “ما ما” می‌کردند به ازای کلیک کردن شما امتیاز می‌گرفتید و مثلا اگر روی 10 گاو متفاوت کلیک می‌کردید یک نشان افتخار به شما داده می‌شود در نهایت هم یک جدول برندگان وجود داشت که در آن می‌دیدید نفر چندم هستید.

نتیجه بازی گاوشماری

بوگوست ادعا می‌کرد که چون این بازی یک بازی بی‌معناست و صرفا وقت تلف کردن است هیچ کسی این بازی را جدی نمی‌گیرد اما در کمال تعجب متوجه شد که کاملا برعکس هجوم چند ده هزار نفره مردم به این سایت و ساعت ها کلیک کردن روی گاوها برای رسیدن به چند امتیاز و نشان بوگوست را میخکوب کرد!

شاید وقتی که بازی چهار دقیقه و سی و سه ثانیه که بر اساس اثر فاخر جان کیج ساخته شده است تولید شد بازهم خیلی ها فکر می کردند که این ایده مسخره است اما نتایج چیز دیگری را نشان داد! این بار بازی گاوهای کلیکی همه را شوکه کرد!

واقعیت داستان از نظر من

در ادبیات گیمیفیکیشن در همان ابتدا متوجه می‌شویم که یک تفاوت بسیار بزرگ بین دو واژه گیم و پلی وجود دارد که متاسفانه هر دو در زبان فارسی به بازی ترجمه شده است. پلی یک نوع بازی بی هدف است و گیم یک بازی هدفدار. چیزی که در کتاب افسانه ای “homo ludens”  ادعا می‌شود این است که “پلی” حتی از فرهنگ نیز قدیمی تر است! و در کمال تعجب وقتی به بازی های ساده نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که آن دسته از بازی هایی که به سمت “پلی” متمایل تر هستند مورد استقبال بیشتری قرار می‌گیرند تا بازی هایی که به سمت گیم می‌روند(صرفا برای بازی های کژوال). 

نگاه روانشناسی به قضیه

در یکی ازسخنرانی های دکتر آذرخش مکری که ایشان به نوعی بت من محسوب می‌شود! ایشان موضوع عجیبی را مطرح کرد که جرقه نوشتن این مقاله برای من بود! ایشان بیان می‌کرد که دانش‌مندان متوجه شده اند انجام مناسک و کارهای بی‌معنا بسیار زیاد به سلامتی انسان کمک می‌کند و حتی بیان می‌کند که باید یک جلسه راجع به روانشناسی انجام کارهای بی‌معنا بپردازد! گیمیفیکیشن ردیت شاید مثال خوبی باشد برای اینکه بفهمیم شاید نیاز نباشد تمام کارهایی که می‌کنیم با معنا باشد! شاید نیاز نباشد یک ارزش خاص معنایی برای کاربر ایجاد کنیم! شاید باید کتاب homo ludens را یک بار دیگر همه بخوانیم!

, , , , ,

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست