self determination theory

نظریه‌ خود تعیین گری یا sdt چیست و چرا برای گیمیفیکیشن مهم است

نظریه‌ خود تعیین گری یا sdt(self determination theory) یکی از مهم‌ترین نظریات در روانشناسی است که مربوط به گیمیفیکیشن می‌شود. تقریبا شما هیچ کتابی از گیمیفیکیشن را پیدا نمی‌کنید که راجع به این نظریه صحبت نکرده باشد. در اکثر مقالات گیمیفیکیشن به این نظریه ارجاع داده شده است بنابر این احساس کردم که باید راجع به این نظریه در سایت مطلبی بنویسم. به صورت خلاصه این نظریه راجع به انگیزه درونی است و مواردی که انگیزه درونی را شکل می‌دهند.

کلیات نظریه‌ خود تعیین گری راجع به چیست

به نوعی نظریه‌ خود تعیین گری دسی و رایان  راجع به آن دستور آشپزی خاصی صحبت می‌کند که مردم عادی چیزی راجع به آن نمی‌دانند چیزی که باعث می‌شود ما از تمرین کردن و ورزش و بازی ویدیویی و خیلی از موارد دیگر لذت ببریم چیست؟ چیزی که باعث می‌شود خیلی از اوقات از بودن با دوستان لذت ببریم چیست؟ جواب همه‌ی این سوالات را می‌توان در این نظریه پیدا کرد. این نظریه توسط دسی و رایان در سال 2000 ارائه شده است و هنوز هم از قدرتمند‌ترین نظریه هاست. هرچند به نظر من اکتالیسیس همچنان در این زمینه به شما کمک بیشتری می‌کند اما اگر در حال نوشتن پایان‌نامه گیمیفیکیشن هستید مجبورید این نظریه را بلد باشید.

نظریه خودتنظیمی

مثالی برای درک بهتر sdt

وقتی که ما عاشق یادگیری هستیم وقتی که انگیجد هستیم و علاقه خاصی به یادگیری داریم مشخصا بهره‌وری بیشتری هم داریم و تجربه‌ی بهتری داریم. وقتی که عاشق موضوعی باشیم تشنه یادگیری هستیم و برای آن وقت می‌گذاریم گاهی حتی آنقدر غرق در آن موضوع می‌شویم که به غرقگی می‌رسیم اما سوال اساسی این است که چه اتفاقی در پشت پرده می‌افتد که چنین تغییری در ما ایجاد می‌شود؟ و آیا می‌توانیم کاری کنیم که با شناسایی عواملی که باعث چنین جذابیتی می‌شود کاری کنیم که کارهای دیگر را نیز جذاب کنیم؟

نقد نظریه‌ Sdt

در این نظریه راجع به 3 دلیل اصلی صحبت می‌کند که در این دلایل، به نوعی دلایل روان‌شناختی هستند که باعث می‌شوند در ما انگیزه ایجاد شود که کارها را با اشتیاق بیشتری انجام دهیم:

شایستگی یا competence

در اینجا شایستگی به این معناست که شما خود را لایق چیزی بدانید و مطمئن باشید که کارهای شما موثر است. اینجا کلمه‌ی خودکارآمدی به نظرم کلمه مناسبی است و شایستگی به آن مرتبط است. برای مثال اگر یک کمپین آنلاین داریم باید پیشرفت کاربر را نشان دهیم و این پیشرفت ترغیب‌کننده‌ی ادامه‌ی کار باشد. دادن بج و دیگر عناصر گیمیفیکیشن معمولا به همین دلیل است.

competence
competence

ارتباط

این نیاز دلایل فرگشتی دارد و راجع به این است که صرف حضور دیگران باعث تغییر رفتار ما می‌شود این موضوع را در کتاب طراحی اغواگرایانه خیلی خوب توضیح دادیم. نکته‌ی جالب توجه این است که با توجه به اینکه گیمیفیکیشن در حوزه‌های متفاوتی کاربرد دارد در هر زمینه‌ای که فکرش را بکنید ما موضوع مرتبط داریم یعنی برای مثال در بحث‌های آموزشی ما قانون 70 20 10 را داریم که می‌گوید 20 درصد یادگیری به وسیله سوشال لرنینگ است!

relatedness
relatedness

استقلال

این موضوع راجع به داشتن حس ایجنسی است که در اینجا راجع به آن صحبت کردیم راجع به این است که کاربر انتخاب‌های معنادار داشته باشد و اینکه حس کنترل وضع موجود را داشته باشد. یکی از مهم‌ترین مسائلی که باید در نظر بگیریم این است که این موضوع یک کارکرد فرهنگی دارد یعنی در جوامعی که عموما حس درک شده‌ی ایجنسی پایین است با کشورهایی که بالاست تفاوت معناداری در پیاده‌سازی این مورد وجود دارد.

نظریه‌ خود تعیین گری
autonomy

مثال نظریه‌ خود تعیین گری  در بحث آموزش

حال برای مثال وقتی که این نظریه را در کانتکست مشخص بررسی کنیم خیلی زیاد موارد مطرح شده بیشتر مشخص می‌شوند. فرض کنید که شما می‌خواهید مشابه کاری که ما در گیمیفیکیشن بیمه دی انجام دادیم یک سیستم lms داشته باشید. این نظریه بیان می‌کند که باید به 3 عامل دقت ویژه‌ای داشته باشید. برای مثال اگر در این سیستم شما به کاربر حس ایجنسی و ارتباط بدهید کاربر به شایستگی می‌رسد.

sdt و گیمیفیکیشن

بعید می‌دانم که تاکنون متوجه این قضیه نشده باشید اما تقریبا سنگ‌بنای گیمیفیکیشن همین نظریه sdt است. یعنی تلاش اساسی همواره این بوده است که 3 ضلع مثلث Sdt را در تجارب گیمیفیکیشن به صورت صحیح و کنار هم پیاده‌سازی کنیم. تقریبا مقاله‌ای در گیمیفیکیشن نیست که راجع به این موضوع صحبت نکرده باشد به همین دلیل نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید یک چک‌لیست گیمیفیکیشن است که متوجه شوید که این 3 ضلع در طراحی شما aligned هستند یا خیر.

, , ,

پست های مرتبط

  • عظیم شریفی
    17/01/1401 05:15

    باسلام
    در مورد سوال های درس اول هنوز برای من نامفهوم هستند که بتونم پاسخ بدم کاش طوری بود که یکم سوال رو بازتر می کرد واشاره می کردچه چیزهایی مد نظر هست .

    پاسخ
  • حسین خلیفه
    17/01/1401 17:26

    درس اول .تمرین اول.من قد متوسطی دارم 173 سانتی متر همیشه احساس میکردم قدم کوتاهه ولی تناسب اندام خوبی دارم و همیشه سعی میکنم ورزش کنم و چیزی که از دوستانم همیشه می شنوم اینه که بدن تو برای ورزش کردن و رو فرم ماندن عالیه و این باعث میشه من مرتب ورزش کنم و این فرم بدنی رو به نحو احسن حفظ کنم یا همیشه با خانم هایی که در ارتباط بودم بمن می گفتند چشم ابروی زیبایی داری که تقریبا همین دو مورد باعث میشه که دیگه زیاد در مورد بدنم دغدغه نداشته باشم حالا هر مشکلی داشته باشم با فکر کردن به این موارد راضی هستم.و همیشه سعی میکنم وقتی با دوستانم هستم کاملا فضا رو به اونها بسپارم تا احساس راحتی کنند و همیشه اجازه نمی دهم پا فراتر بزارند که به شدت از دروغ و چاخان متنفرم و شوخی با دوستانم همیشه در حدیه که خودم جنبه ان رو دارم نه بیشتر از ان .
    درس 1 تمرین 2__بیشترین هیجان رو قبل از بدست آوردن اون هدف یا کالا دارم و نهایتا بعد از چند روز کم و کم می شود و اگر بخوام اون هیجان باقی بمونه باید هدف بروز بمونه و آسیب نبینه وگرنه ارزش اون که پایین میاد هیجان من هم از بین خواهد رفت.
    درس اول تمرین سوم__یادگیری همیشه من را خوشحال می کند وقتی فنی یا علمی رو یاد میگیرم و میتونم به دیگران کمک کنم و ارتباط برقرار کنم بمن حس خوبی می دهد .

    پاسخ
  • لعیا
    17/01/1401 17:58

    جواب سوال اول روز اول:احساسات من در رابطه با ظاهرم اخیرا خوب نیست و احساس راحتی نمی کنم در مورد خویشاوندان به خصوص پدر و مادرم حس تنفر و خشم زیادی دارم و در مورد دوستانم حس خوب و شادی رو تجربه می کنم.

    پاسخ
    • یکی از موارد خیلی مهمی که توی این کتاب یاد میگیری دقیقا همینه که بفهمی چرا این حس نسبت به خانواده وجود داره

      پاسخ
    • عظیم شریفی
      23/01/1401 23:19

      درس۱سوال۲
      راه حل های جدید که گشایشی در کارها برایم باشه ومنو به هدفی که دارم نزدیک کنه برام هیجان انگیزه
      ولی دیدن فیش حقوقی برایم هیجانی ندارد. حتی اگرم افزایشی باشد

      پاسخ
  • لعیا
    17/01/1401 18:01

    جواب سوال دوم روز اول:کاملا درسته من قبلا خیلی هیجان زده بودم که معلم بشم الان که چندین ساله این شغل رو دارم دیگه هیجانی وجود نداره.یا برای خرید ماشین و سفر هم همینطوره

    پاسخ
    • و این بخاطر دوپامین هست

      پاسخ
    • عظیم شریفی
      23/01/1401 23:13

      جواب سوال اول روز اول
      باتوجه به فرمول قد ووزن من حدود۱۰تا۱۵کیلو وزن اضافه دارم که حس خوشایندی ندارم ازاین بابت خصوصا از وقتی یه مطلب خوندم درباره رابطه وزن بایادگیر.برام لذت بخشه که ببینم خویشاوندانم غنی باشند چون ترحم من برانگیخته نمی شه و دارا بودن انها عاملی میشه برا تشویق من

      پاسخ
  • لعیا
    17/01/1401 18:05

    جواب سوال سوم روز اول:یکی از تجربیات خوب گذشته ام اولین کارگاه آموزشی بود که برگزار کردم و فکر می کنم مورد توجه و تایید دیگران بودن باعث خوشحالی من میشه.

    پاسخ
    • خیلی عالیه در ادامه دوره یاد میگیری که چرا اون موقع حس خوبی داشتی و چطور میتونی بصورت پایدار از این شادی استفاده کنی

      پاسخ
  • محمد سلیمانی
    20/01/1401 00:42

    جواب سوال اول روز اول: درمورد ظاهرم خیلی برام مهمه که ظاهر خوبی داشته باشم و بقیه تحسین کنن و هر حرفی در این مورد اذیتم میکنه

    احساسات من درمورد خویشاوندان مثلا دوست دارم همسرم فقطمنو تحسین کنه و اگه مقایسه بشم اذیت میشم و اگه حس کنم کسی اومده توی قلمرو من احساس تهدید می‌کنم

    جواب سوال دوم روز اول: مثلا زمانی که کتاب جدید می‌خرم خیلی ذوق دارم اما بعد از مدتی حسخاصی بهش ندارم

    یا اینکه اینترنتی بسته ای رو سفارش دادم و منتظرم بیاد احساس اشتیاقم فقط تا بعد از آنباکسینگ دوام داره و بعدشاز بین میره

    جواب سوال سوم روز اول:

    از گذشته تا الان کشف کردن خیلی برام جذاب بوده و حالم رو خوب میکرده و میکنه

    پاسخ
    • خیلی جالبه موردی که میگی تقریبا همه همینیم و بخاطر همینم هست که مثلا جملاتی میشنویم مثل اینکه از مسیر لذت ببر نه مقصد

      پاسخ
  • صداقت
    24/01/1401 21:35

    جواب سوال اول از روز اول
    امشب که مناظر برگشتن برادرم بودم، حس خیلی خوبی داشتم، با اینکه از صبح حسابی کم توان بودم و بیماری دخترم هم مزید بر علت شده بود

    پاسخ
  • صداقت
    24/01/1401 21:36

    جواب سوال دوم از روز اول
    وقتی کتاب جدیدی به دستم می‌رسه، حس خوبم بیشتر میشه، همین‌طور وقتی قراره یک کار جدید رو شروع کنم.

    پاسخ
  • صداقت
    24/01/1401 21:39

    جواب سوال سوم از روز اول
    چند سال پیش که اولین مقاله‌ام چاپ شد، حس خیلی خوبی داشتم، شروع هرکار جدیدی امروزه حتی وقتی برام سخت باشه و بعضا غیرقابل انجام، من رو یاد اولین مقاله دوره کارشناسی میندازه که با سختی نوشتم و لذت چاپ شدنش خستگی‌ام رو به در کرد.

    پاسخ
  • مهدی سجادی
    25/01/1401 20:06

    درس اول
    سوال اول
    همیشه میگفتن آدم باهوشی هستی و این باعث شد اعتماد به نفس بالایی داشته باشم
    سوال دوم
    واسه خرید کردن (خیلی فرقی نمیکنه چی باشه) خیلی ذوق دارم و بعد از یه مدت عادی میشه و حس خاصی ندارم بهش دیگه.
    سوال سوم
    پول در آوردن و پول داشتن همیشه خوشحال کننده بوده و همچنین بازی کردن (عاشق بازی کردنم هرچی سخت‌تر و چالشی‌تر و فکری‌تر برای من جذاب تر) و یا داستان مهیجی خواندن یا چیز جدیدی یاد گرفتن ( منظورم صرفا برای من جدید باشه نیست کلا چیز جدید و نویی باشه تو دنیا و در موردش خبردار بشم هم برام جذابه مثلا فلان تلسکوپ فرستادن فضا و…)

    پاسخ
  • مهسا
    29/01/1401 22:27

    سلام
    روز اول
    تمرین ۱ .راجع به ظاهرم:در کل از ظاهرم راضی هستم فقط دوست داشتم قد بلندتری داشته باشم .
    چهره دلنشین ،چشمان زیبایی دارم و خوش پوش و خوش سلیقه ام .
    هنرمندم و با استعداد .
    ولی پشتکار خوبی ندارم و معمولا استعداد هام رو هدر میدم و ازین خصوصیت ناراضیم.

    نسبت به پدرم و عملکردش در گذشته بسیار انتقاد دارم و گاهی حتی احساس خشم ولی همیشه حامی من بوده و هست . ولی برام شخصیت پر از ایرادیه با وجود علاقه ای که بهش دارم .

    در مورد دوستان اگر منو نادیده بگیرن خیلی ناراحتم میکنه و دوس دارم از نظرشون توانمند و دانا دیده بشم.

    تمرین ۲.هر چیزی رو که بخوام و ارزوشو داشته باشم برام هیجان داره و تا مدتها بعد از اینکه بهش رسیدم هم براش ذوق دارم ولی به مرور برام عادی میشه ولی پول همیشه برام هیجان انگیزه.

    تمرین ۳ .کلا هر وقت که مرکز توجه و مورد تحسین و تایید بودم برام بسیار تجربه خوب و دلپذیری بوده و هست و الانم خیلی برام مهمه که توی فعالیت هام ،کارم هنرم عالی و مورد تحسین باشم ،تشویق شدن خیلی بهم انرژی مضاعفی میده .

    پاسخ
  • سلام و درود
    روز اول
    تمرین اول:خب من به ظاهرم رو خیلی دوست دارم و بهش اهمیت میدم و همیشه سعی میکنم اونجوری باشم ک خودم دوست دارم. این بهم حس خوبی میده
    در رابطه با خویشاوندان باید بگم هنگامی که به کمک هم کارگروهی انجام میدیم حس خوبی دارم
    در رابطه با دوستانم هم وقتی تفریحی یا همون کار گروهی و یا بعضا صحبت کردن بهم حس خوبی میده
    تمرین دوم:این مورد برام خیلی اتفاق افتاده و فکر میکنم بازم بیافته.فکر میکنم میزان تلاشم برا رسیدن به او چیزی ک میخام روی میزان هیجانم تاثیر میزاره. البته اهمیت اون موضوع خاص هم برام مهمه.
    تمرین سوم:حس اول بودن یا همون برتری تو ی موضوعی واقعا حس فوقالعاده ای هست برام

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست