اثر زیگارنیک

اثر زیگارنیک چیست و چگونه به گیمیفیکیشن کمک می‌کند؟

همه‌ی ما در زندگی کارهای نیمه‌تمام زیادی داشته و همچنان داریم. کارهای ناقصی که انرژی زیادی از ذهن می‌گیرند و توان آن را مستهلک می‌کنند. گاهی اوقات ممکن است چند کار را همزمان با هم پیش ببرید که اگر برنامه‌ریزی زمانی برایشان نداشته باشید، دچار احساس سردرگمی خواهید شد. مانند مطالعه‌ی همزمان چند کتاب درسی و یا اتمام چند پروژه‌ی تحقیقاتی. همه این‌ها مربوط به اثر زیگارنیک است.

هنگامی‌که ذهن ما به یک مسئله‌ی مبهم یا حل نشده برخورد می‌کند، تا زمانی‌که به پاسخ قانع‌کننده‌ای نرسد، مرتب به دنبال پاسخ می‌گردد و روی این مسئله تمام انرژی خود را می‌گذارد. این مفهوم به اثر زیگارنیک معروف است.

اثر زیگارنیک چه می‌گوید

اثر زیگارنیک بیان می‌‌دارد افراد، کارها و وظایف ناتمام را بیشتر از کارها و وظایفی که به صورت کامل انجام داده‌اند، به خاطر می‌آورند. زیرا از اینکه کارهایی را که شروع کرده‌اند، ناتمام باقی بگذارند متنفرند و اگر کار نیمه‌تمام بماند،ذهن فرد همچنان درگیر کار نیمه‌تمام است. پس اگر فردی پروژه‌ای را شروع می‌کند،بیشتر از اینکه آن را معوق کند، علاقه دارد که به اتمامش برساند.

کاربرد اثر زیگارنیک

کاربرد اثر زیگارنیک

انسان‌ها چیزهای ناتمام را بیشتر به خاطر می‌آورند. به عبارت دیگر مقولات ناتمام ذهن انسان را بیشتر درگیر می‌کنند. مغز انسان تکالیف ناقص، ناکامل و چالشی را در مقایسه با تکالیف کامل، به مدت طولانی‌تری به خاطر می‌سپارد، چرا که سعی می‌کند با فکر کردن به آن‌ها رفع ابهام کند و به یک رضایت درونی برسد!

به زبان بسیار ساده اثر زیگارنیک یعنی شما کارهایی که نیمه‌تمام می‌گذارید را بیشتر به یاد می‌آورید. ذهن ما به دلیل پایان نیافتن یک پردازش در مغز همچنان درگیر پردازش کردن و جزئیات آن می‌شود.

کاربردهای این اثر

از اثر زیگارنیک در تبلیغات، فروش و در واقع قسمت‌های مختلف بازاریابی می‌توان استفاده کرد. این اثر در تبلیغات  نه تنها باعث جلب توجه مشتری می‌شود، بلکه حفظ مشتری و وفاداری او را به همراه دارد. با استفاده از این اثر می‌توانید مشتری را به صورت سریالی به دنبال محصول، خدمات و یا حتی کمپین خود همراه کنید. با توجه به اثر زیگارنیک، فروشندگان حرفه‌ای می‌دانند که یک فروشنده به هیچ وجه نباید درباره‌ی محصول یا خدمات، تمام مشخصات را بگوید! مانند بیلبوردهای تبلیغاتی نامفهوم!

طی این اثر برندها در ذهن افراد می‌مانند و مشتری در مکان و یا زمانی از روی کنجکاوی به سمت برند حرکت می‌کند.

بازی‌های ساخته شده بر اساس زیگارنیک

یکی از کاربردهای مهم اثر زیگارنیک را در بازی معروف تتریس مشاهده می‌کنید. تتریس نوعی بازی ویدیویی معمایی شبیه یک پازل بی‌انتها است که در آن از قطعات یا مهره‌های چهارگوشی به نام تترومینو استفاده می‌شود. طراح و برنامه‌نویس این بازی آقای الکسی پاژیتنوف است که آن را در سال 1984 منتشر کرد. پاژیتنوف از اثر زیگارنیک برای جذب افراد به خوبی استفاده کرده‌است.

تتریس و اثر زیگارنیک

تتریس و اثر زیگارنیک

همان‌طور که گفته شد طبق اثر زیگارنیک،ذهن افراد بیشتر درگیر فعالیت‌ها و کارهایی می‌شود که نیمه‌تمام مانده‌اند. به همین خاطر بازیکنان جذب بازی می‌شوند و برای انجام مراحل بعدی مشتاق هستند. آن‌ها در ذهن خود پازل‌هایی که باید در جای مناسب قرار می‌دادند را تصور می‌کنند و شکل آن را تغییر می‌دهند و به این صورت ذهن آن‌ها درگیر بازی می‌شود.

افراد این کار را به دو صورت انجام می‌دهند :

1-      قبل از جای‌گذاری پازل شکل آن را در ذهنشان تصور می‌کنند و مشخص می‌کنند که کدام تکه پازل مناسب جای خالی خواهد بود.

2-      با فشار دادن دکمه و تغییر شکل پازل سعی می‌کنند به شکل مناسب با جای خالی برسند( قبل از قرار گرفتن پازل در جای مناسب).

بازی تتریس یکی از پرفروش‌ترین بازی‌ها برای همه‌ی نسل‌هاست زیرا به خوبی توانسته‌ است ذهن افراد را درگیر و آن‌ها را جذب کند. افراد زیادی بعد از این بازی و موقع خوابیدن، خواب این بازی را می‌بینند که به اثر تتریس معروف است حال نگاهی به بازی زیر بیندازید که در مطلب مربوط به گیمیفای کردن مطالعه راجع به آن صحبت کردیم.

در این بازی دوباره اثر زیگارنیک مشخص است اگر شما هر لحظه بازی را رها کنید انگار یک کار ناتمام دارید که باید این کار را انجام دهید دقیقا به همین‌علت است که این بازی اعتیاد‌آور است!

تاریخچه اثر زیگارنیک

خانم بلوما زی‌گارنیک برای اولین بار متوجه شد که وقتی در یک کافه نشسته است پیش‌خدمت ها سفارشاتی که انجام شده است را فراموش می‌کنند و تنها سفارشاتی که انجام نشده‌است را به‌خاطر می‌سپارند.این بود که روی این موضوع تحقیق کردند و در نهایت این اثر به اسم ایشان معروف شد.نکته جالب‌تر اما یک ترانه است که نام این ترانه را فعلا لو نمی‌‌دهیم! این ترانه اولین ترانه ای بود که از اثر زیگارنیک استفاده کرد و در آن از یک تاریخ (که بازهم آن را لو نمی‌دهیم) صحبت کرد.

عجیب‌ترین کاربرد اثر زیگارنیک

نتیجه شاید مو را به تن شما سیخ کند! در تاریخ صحبت شده افراد زیادی بچه‌دار می‌شوند! در این تاریخ قیمت سهام به طرز عجیبی و بدون هیچ علت فاندامنتال یا تکنیکالی بالا می‌رود! و این از عجایب اثر زیگارنیک است!

هنوز هیچ‌کسی دقیقا نمی‌داند که چه دلیل دیگری برای این موضوع وجود داشته است که حتی مواردی که به نظر می‌رسد کاملا بر اساس عقل و منطق باشند مانند بازار سهام این‌گونه توسط این اثر دگرگون شود.

اثر زیگارنیک چرا برای گیمیفیکیشن مهم است!

فکر می‌کنم که اگر تا این قسمت از این مقاله را خوانده باشید دلیل بسیار واضح است! زیگارنیک باعث می‌شود که کاری که می‌خواهید کاربر انجام بدهد کاملا در ذهن وی حک شود! مخصوصا وقتی که از کاربر می‌خواهید یک کار بدون نبوغ خاصی را به صورت دائمی تکرار کند اثر زیگارنیک بسیار مفید است!

فرض کنید که کارهایی که یک نفر باید در سیستم گیمیفیکیشن شما انجام دهد به شکل یک پازل است و هر قسمت از کاری که انجام می‌دهد یک قطعه از پازل تکمیل می‌شود. طبق اثر زیگارنیک وقتی که فیدبکی که به کاربر داده می‌شود چیزی شبیه این باشد احتمال انجام دادن کارها بالاتر می‌رود!(اگر هنوز نمی‌دانید گیمیفیکیشن چیست کلیک کنید)

پرسش نهایی 

به نظر شما چگونه می‌توان با استفاده از ترکیب درماندگی آموخته شده و اثر زیگارنیک کاری کرد که در یک سازمان افراد بهره‌وری بیشتری داشته باشند؟

, , , , , , , , ,

پست های مرتبط

  • حمید مطوری
    04/06/1399 19:35

    در روانشناسی با نام گشتالت ناقص این موضوع مطرح است…

    پاسخ
  • مریم امینی
    14/08/1399 16:17

    سلام .جلسه دوم.پاسخ سوال اول:
    در ایران نمیشود به یک گروه خاص اشاره کرد که بیشتر از همه به کمک نیاز دارند مثلا نمیشه گفت کارگران بیشتر به کمک نیاز دارند یا کارمندان یا بیکاران…. من میخواهم سالمندان را به عنوان کسانی در نظر بگیرم که به کمک نیاز دارند .انها سالیان سال به زندگی با انسانهایی که دوستشان داشته اند پرداخته اند ولی حالا که انها به زندگی با بقیه نیاز دارن، از این حق محروم میمانند و این به شدت تلخ است
    کاش میشد با گیمیفیکیشن به فرزندان این گروه سنی یاداوری کرد که باید محبت بیشتری به والدین خود در این سنین نثار کنند

    پاسخ سوال2: خیر متاسفانه تا به امروز چنین تجربه ای نداشته ام .اما میتوانم حدس بزنم که چقدر میتواند جالب و هیجان انگیز باشد

    و اما پاسخ سوال 3: از این بازی میشه در تشویق بچه های مدرسه ای برای پرداختن به تکالیف درسیشان استفاده کرد. ما همیشه به بچه ها میگیم برو بازی کن و موقع انجام تکالیف که میشه بچه ها به جای انجام تکالیفشان، بازی گوشی میکنن و دوست دارند باز هم بازی کنند . میتوان از محدودیت های این بازی برای افزایش تمرکز بچه ها موقع درس خوندن استفاده کرد . مثلا با بچه، یک بازی را شروع کنیم و موقع درس خواندن بگیم هر کی بازی کمتری انجام بده اون برنده اس (مثلا هر کی امتیاز کمتری بدست بیاره اون برندس…)

    پاسخ
  • منصوره سادات حسینی طهرانی
    14/08/1399 17:26

    با سلام. وبینار کرمان روز دوم
    ۱: در کشور ما متاسفانه هنوز هم خیلی از افراد به مشاور روانشناس مراجعه نمی کنند و از روانشناس کمک نمی خواهند چون نمی خواهند قبول کنند ایرادهایی دارند و یا چون خجالت می کشند مشکلات شان را بیان کنند و یا به دلایل دیگر. مخصوصا این مشکل بین زوج ها خیلی بیشتر دیده می شود که یکی از آنها قبول نمی کند از مشاور کمک بگیرد مثلا از سر لجبازی. و این ممکن است باعث شود نتوانند ایرادهای خود را اصلاح کنند و کارشان به طلاق بکشد. یا گاهی اوقات از روند مشاوره خسته می شوند و دوره را نیمه کاره رها می کنند .البته جوابی که به این سوال دادم مرتبط با زمینه ی تخصصی من نیست.
    ۲: وقتی کلاس سوم راهنمایی بودم از کتابی یک جدول طراحی کردم و به مادرم دادم تا حل کند. دیدن تلاش او و اینکه گاهی سوالات سخت را خودم کمکش می کردم تجربه ی جالبی بود که هنوز یادم است.
    ۳: میشه یه بازی درست کرد. این طوری که افرادی که برای جلسه ی اول به مشاور مراجعه می کنند رو بهشون یه کارت هدیه داد با یک مبلغ مشخص که بهشون نمیگیم (اثر زیگارنیک) ولی رمز رو بهشون ندیم. به ازای هر مثلا ۲ جلسه ای که توی مشاوره شرکت کنند، یک رقم از رمز کارت رو بهشون بدیم و در نهایت بعد از چند جلسه رمز کارت پیدا میشه. این باعث میشه مراجع ها روند درمان و مشاوره رو پشت گوش نندازن و مرتب پیگیری کنن.

    پاسخ
  • منصوره سادات حسینی طهرانی
    14/08/1399 17:30

    در مورد گیمیفای کردن درس خوندن هم میشه یه پازل ۱۰۰۰ تکه که طرحش رو دوست داریم برای خودمون بخریم و به ازای خوندن هر مبحث یه تعداد مشخص قطعه پازل رو اجازه داریم که بچینیم.این باعث میشه چیدن پازل ناتموم بمونه و ما برای کامل کردنش بیشتر و بهتر درس بخونیم

    پاسخ
  • محمد حسن میرزایی
    14/08/1399 18:24

    جواب 1 روز 2 وبینار گیمیفیکیشن:
    به نظرم افراد ترنسجندر در ایران کسانی هستن که به کمک زیادی از سمت جامعه و اطرافیان نیاز دارن (خصوصاً اگر قصد تغییر جنسیت داشته باشن) ولی به دلیل آگاهی کم افراد، معمولاً از سمت جامعه و خانواده طرد میشن و علیرغم قانونی و شرعی بودن عمل تغییر جنسیت در ایران با مخالفت زیادی از سمت خانواده و جامعه روبرو میشن.
    جواب 2 روز 2:
    یه بار معمایی رو که برای خودم 20 دقیقه زمان برد که حلش کنم رو به یکی از دوستام دادم و برام جالب بود که ببینم چطوری حلش میکنه. اولش یه کم راهنماییش کردم و اون تونست از روشی غیر از روش خودم حلش کنه:)
    جواب 3 روز 2:
    میشه یه بازی طراحی کرد که مثلاً اورژانس بیمارستان رو شبیه سازی می کنیم و یه بودجه خاص در نظر می گیریم که با استفاده از اون داروها و تجهیزات لازم رو برای تشخیص و درمان بیماری ها به کار می بریم و هدفمون این باشه که به بیمارانی که وضعیت بحرانی دارن زودتر رسیدگی بشه و بودجه مون رو درست استفاده کنیم. به این شکل میشه مباحث تخصصی پزشکی و مسائل مدیریتی حوزه سلامت رو آموزش داد.

    پاسخ
    • کلا جالبه که اکثریت بچه ها توی مورد سوم همچین چیزی گفتن توی بحث آموزش پزشکی این قضیه خیلی میتونه مفید باشه واقعا

      پاسخ
  • فربد نصیری
    14/08/1399 19:13

    وبینار گیمیفیکیشن در آموزش پزشکی

    روز 2 جواب سوال 1:
    پاسخ کارشناسانه نمی‌توانم مطرح کنم، ولی به طور کلی در این مقوله افراد با ضعف در مهارت‌های نرم در مواجهه با مسائل روزمره سخت‌تر دست و پنجه نرم می‌کنند (با اشاره به مهارت‌های ارتباط موثر شامل گفتگو، شنیدن، ارائه و… و مهارت‌های دیگری از این دست). البته فقدان برنامه‌ریزی منسجم در سیستم آموزشی جهت ارائه چنین مباحثی هم بی‌تاثیر نیست. سن، آگاهی، شرایط، اطرافیان و … حتی خود فرد در این مسائل نقش دارند. گیمیفیکیشن هم به عنوان یکی از راه‌های رفع و حل این مسئله مطرح هست.

    روز 2 جواب سوال 2:
    بله در یک رویداد استارتاپی که به عنوان ایده‌پرداز و به همراه چند تن از دوستانم شرکت کرده بودم، چنین تجربه‌ای داشتم. بخاطر سابقه و مطالعات قبلی، در مدت کمی خوب تیم جمع کردیم و تقسیم وظایف داشتیم، و راهنمایی خوبی با توجه شناخت از توانایی‌های همراهانم داشتم.

    روز 2 جواب سوال 3:
    سوال last will واقعا چالشیه بین این 3 سوال و چون آن را بازی نکردم برام نوشتن سخت هست، و ظاهرا این مدل گیمیفیکیشن نیاز به منابع قبلی دارد! مثلا برای انجام تکالیف درسی، چند بازه زمانی مشخص کرد و در هر کدام با توجه به کیفیت تکلیف انجام شده و زمان سپری شده جایزه متفاوتی تعلق گیرد… !

    پاسخ
  • امیرعلی رحمانی
    14/08/1399 19:31

    وبینار گیمیفیکیشن. جلسه دوم.
    سوال ۱: به نظر من هر آدمی با هر شرایطی نیاز به کمک داره در نوع خودش. هیچکس کامل نیست و ما در کنار دیگران و کمک دیگران میتونیم رشد کنیم. شاید کسی که حاضر نیست کمک کنه و کمک بگیره از جامعه دور بشه و اون از همه بیشتر به کمک نیاز داشته باشه.
    سوال۲: وقتی خیلی کوچیک بودم یادمه یک پازل ۱۰۰۰ تایی کادو گرفتم. شب با خانواده میشستیم پای پازل درست کردن 🙂
    سوال ۳: برای افرادی که میخواهند کسب و کاری راه بندازن یا تو این حوزه آموزش ببینند میتونه همچین بازی مفید باشه. که بتونن برای یک مقدار بودجه خاص برنامه ریزی کنند و پول رو طبق برنامه خرج کنند. مثلا بازی باشه که به کاربر ابزار هایی بده برای راه اندازی کسب و کار و هر ابزار هزینه ای داشته باشه و کاربر برای موفقیت تو بازی ابزارها رو درست استفاده کنه. و چون پول رو باید خرج کنه یاد میگیره برای نتیجه گرفتن باید پول رو هوشمندانه خرج کرد.

    پاسخ
  • لیلی شادمان
    14/08/1399 20:01

    وبینار کرمان، روز دوم؛
    جواب سوال ١:
    توی هر سازمان و نهادی، کسی که مسئولیت ریاست یک مجموعه رو به عهده میگیره، شاید از نظر خودش کمک احتیاج نداشته باشه، اما معمولا نقص هایی داره و گفتن این نقص ها بهش مخصوصا توی ایران باعث جبهه گیری میشه و نتیجه ی عکس میده؛ به نظرم میشه پیشنهاد ها و انتقاد های سازنده رو در قابل بازی به این افراد گفت.
    جواب ٢: بله، پدر من همیشه مخالف بازی رایانه ای بوده و هست، به طوری که من عملا تا ١١-١٢ سالگی هیچ بازی کامپیوتری ای نکرده بودم؛ توی این سالها فقط یه بازی رو دید که ما بازی میکنیم و خوشش اومد و ما هم ازش خواستیم بازی کنه. و از اینکه تونسته بودیم بالاخره به چالش بکشیمش خیلی لذت بردیم .
    جواب ٣:
    اگر درست متوجه شده باشم کانسپت این بازی اینه که افراد فقط و فقط یه مقدار خاصی از منابع رو(حالا اینجا پول) توی کوتاه ترین زمان مصرف کنند.
    حالا اینجا چندین تا کاربرد مشابه برای این بازی میشه پیدا کرد:
    ١. به تعدادی از کودکان سوم و چهارم دبستان که تازه با مفاهیم جمع و تفریق و ضرب و تقسیم آشنا شدند مقدار معینی پول بدیم مثلا ١٠٠ هزار تومان. و اونها رو به گروه های دو تا سه نفره تقسیم کنیم و به یه هایپرمارکت ببریم.
    و یک سری قوانین براشون تعیین کنیم:
    ١. هدف نهایی اینه که هر گروهی زودتر بتونه دقیقا صد هزار تومن خرید کنه برنده است با این شرایط که:
    الف)مواد غذایی ای که خریده میشه باید حتما تاریخ تولید و انقضاشون چک شده باشه.
    ب) ارزش غذایی بالایی داشته باشند (یعنی بچه ها بتونن جدول ارزش غذایی رو بخونن و ازش اطلاعاتی مثل کالری و میزان چربی و قند و در بیارن، و خوراکی های سالم تری رو انتخاب کنن)
    ج) از یک مدل خوراکی بیشتر از تعداد اعضای گروه نباید خریداری شه.
    د) میشه یکسری از خوراکی ها مثل نوشابه رو خریدشون رو مطلقا ممنوع کرد.
    نتیجه اینه که بچه ها با صد تومن پول هم یاد میگیرن که حدود قیمت خوراکی ها و مواد غذایی چقدره و چطور باید پولی که میگیرند رو منیج کنند، هم جمع کردن رو یاد میگیرن، هم کار گروهی و همفکری رو و هم ارزش غذایی خوراکی هارو میخونن و خوراکی های سالم تر رو انتخاب میکنند.
    نهایتا برای انتخاب گروه برتر به همه این موارد امتیاز داده میشه؛ و هر گروهی امتیاز بیشتری آورد برنده است.
    ٢. دانشکده های دندانپزشکی بخاطر ماهیتِ آموزشی-درمانی ای که دارن همیشه، توی تعیین بودجه برای قسمت های مختلف مشکل پیدا میکنند؛ در صورتی که بودجه دانشکده مقدار محدودیه. میشه لیستی از تمامی مسائلی که باید در یک ترم بودجه بهشون اختصاص داده شده تهیه کرد و یک مسابقه ترتیب داد؛ به این صورت که این لیست در اختیار گروه های سه تا چهار نفره قرار میگیره و ازشون خواسته میشه درباره نیاز های هر کدوم از این موارد تحقیق کنند و با توضیح و دلیل، بودجه ی هر کدوم رو تعیین کنند که جمعش بشه همون مقداری که باید بشه؛ اینجوری هم دانشجو ها با محدودیت بودجه آشنا میشن و بهتر درک میکنند چرا بعضی وقت ها به بعضی بخش ها بودجه کمتری اختصاص داده میشه، و هم از دید افراد جدیدی به این مسائل نگاه میشه و در نهایت بهترین بودجه بندی برای دانشکده استفاده میشه.
    و گروهی که بهترین بودجه بندی رو توی زمان مشخص شده ارائه بده برنده است.

    پاسخ
    • میشه از اثر زیگارنیک استفاده نکنی و بگی اسم اون بازی که بابات بازی کرد چی بوده؟

      پاسخ
      • لیلی شادمان
        15/08/1399 12:51

        هیچ قسمت دیگه ای از نوشتم جواب نداشت؟
        اسم بازی رو یادم نمیاد ولی یه بازی بود که یه ماشینو باید میروندی (فقطم یه پدال گاز و یه ترمز داشت، خیلی ساده)از روی تپه ها و دره ها تا برسی به مرحله های بعدی… اگه مهمه برم بگردم اسمشو پیدا کنم

        پاسخ
  • زهرا خدادوستان
    14/08/1399 20:37

    جلسه‌ی دوم:
    سوال۱:
    همه‌ی افراد با هر مسئولیت و سطح تحصیلات و سنی ممکن است در شرایطی نیازمند کمک باشند اما نتوانند از کسی کمک بخواهند و شاید همین موضوع باعث اهمیت استفاده از آموزش های مجازی باشد.

    سوال ۲: بازی آمیرزا که بعد از حدس هر کلمه احساس خوبی به آدم می‌دهد.

    سوال۳:
    برگزاری کارگاه های آموزشی، موضوع بسیار مهمی در دانشگاه ها است و موضوع اختصاص منابع مالی در انتخاب موضوع این کارگاه ها بسیار مهم است که گاهی مانع برگزاری برخی کارگاه های آموزشی می‌شود.
    می‌توان این بازی را به این صورت طراحی کرد که منابع مالی مشخصی را در اختیار دانشجویان قرار بدهند و اجازه‌ی انتخاب کارگاه ها را مشخص کنندالبته با شرایط و چالش هایی که در طی مسیر انتخاب ایجاد می‌شوند.

    پاسخ
  • حسین رضازاده
    14/08/1399 20:55

    روز دوم وبینار کرمان
    سوال 1:
    کسانی که اختلال از ایجاد ارتباط دارن مثل بیماران اوتیسمی و معلولین ذهنی
    افراد مغروری که غرورشون اجازه نمیده از کسی کمک بگیرن

    پاسخ
  • ملیکا قاسمی
    14/08/1399 21:30

    جواب سوال ۱ روز دوم:
    خب خیلی خیلی کسا هستن که نیاز به کمک دارن ولی یه گروهی که انتخابشون خیلی کمک به ساختن یه پایه محک میکنه تو همه چی بچه هایی ان که تازه وارد دبیرستان میشن و باید انتخاب رشته کنن و خیلیا اصلا ایده ای ندارن انتخابشون چه معنی ای میده اصلا به تواناییشون میخوره یا نه و خب باعث شکست خیلیا یا موفقیت ظاهری با فشار روحی زیاد به خاطر متناسب نبودن با شخصیت و خواستشون میشه
    جواب سوال ۲ روز دوم:
    یه تجربه ای که دارم توی بازی othello عه، که تو سن ۱۳-۱۴ سالگی خودم با کلی بازی کردن با تجربه فهمیده بودم چیا احتمال برنده شدنو زیاد میکنه و به چند نفر یاد دادم با قوانین من بازی کنن و تو خانه ریاضی کلی بازی کردیم و برنده شدیم
    جواب سوال ۳ روز دوم:
    مثلا تو دندونپزشکی، یه کیس باشه با تمام مشکلات دندوناش و خواسته هایی که داره و بودجه ای که تعیین میکنه که تا سقف فلان تومن میتونه خرج کنه حالا بهترین و ضروری ترین کارها رو از دندونپزشکش میخواد: فکر این که کدوم دندونا حیاتی ترن کارشون و کیفیت زندگی رو بالا میبرن، چه درمانی برای هر دندونش قابل انجامه اصلا و… نهایتا مریض تو چه حالتی راضی تر خارج میشه از مطب! خب تبعا تو جامعه ای که وضعیت اقتصادیش اینقدر بده توانایی بیمار هم باید رو انتخاب درمان به بهترین شکل و حتی مراقبت های بعدی که شامل دارو و دهانشویه و محصولات بهداشتی مناسب و پیشگیری کننده میشه تاثیر داشته باشه، یعنی در واقع اموزش دادن کلی نگری و فکر کردن به چیزی غیر از کتاب
    دور از بحثای دانشگاهی و آموزشی و سلامت میشه این که مثلا به چندتا راننده تاکسی بنزین محدودی سهمیه بدی و تو کمترین زمان با توجه به تعداد مسافرای ممکن و مسافتای طی شدشون بیشتر پولو بتونن به دست بیارن، حالا به انتخاب خودشون ربط داره که مسافتای طولانی مسافر بگیرن یا کوتاه با تعداد کم یا زیاد

    پاسخ
  • فاطمه فرهادی
    14/08/1399 21:38

    سلام شبتون بخیر
    وبینار گیمیفیکیشن، روز 2 سوال1:
    بیشترین افرادی که نیاز به کمک دارن خانواده هایی هستن که درآمد زیر خط فقر دارن ، سرپرست اینجور خانواده ها به کمک زیادی نیاز داره چون اون به عنوان سرپرست نمیتونه ببینه که همسر و بچه هاش تو سختی و فشار هستن (البته هیچ مردی همچین چیزی رو دوست نداره) ولی سرپرست این خانواده ها تمام تلاشش رو می‌کنه که آب تو دل بچه هاش تکون نخوره ، حتی گاهی بیشتر از توانش تلاش می‌کنه اما بازم نمیتونه نتیجه مطلوب بگیره و اینها همش باعث خورد شدن غرورش میشه ، و این سخت ترین چیز برای یه مرد هست
    روز 2سوال2:
    خیر ،همچین تجربه ای نداشتم
    روز 2سوال3:
    این فرایند در حیطه کارآفرینی برای افزایش فروش فوق العاده هست ،کافیه یه محدوده زمانی برای خرید محصولات مشخصی گذاشت و در نهایت به یک نفر هدیه نهایی رو داد.
    اینجوری کارآفرین ، با این کارش مث کاتالیزور باعث سرعت در فروشش میشه که خب این چیزیه که باب میل کارآفرین هست .

    پاسخ
  • ریحانه عنایت زاده
    14/08/1399 22:21

    سلام، شب بخیر؛
    وبینار کرمان، روز۲
    جواب سوال ۱:
    خب نمیخوام سیاه نمایی کنم و بگم فقط توی ایران، توی کل جهان متاسفانه الان تعداد آدمهایی که به کمک و مهم تر از اون شنیده شدن احتیاج دارن خیلی زیاد شده و اقشار مختلفی هم هستن، طبیعتا توی کشور ما به خاطر یه سری تصورات و اینکه مثلا افسردگی رو یه انگ اجتماعی میدونن وضع بدتره‍♀️
    حالا مثلا من این رو تو حیطه رشته خودم میگم، مثلا وقتی بیمارها وارد اتاق عمل میشن هیچ کدوم از عزیزانشون پیششون نیستن و وارد یه محیط کاملا غریب و سبز با آدمای سر تا پا سبز میشن، از طرفی ترس جراحی رو هم دارن.
    خیلیاشون(یا بهتره بگم تقریبا همشون) شدید میترسن و روشون نمیشه این رو بیان کنن و با کسی حرف بزنن ولی ترس تو چشماشون دیده میشه خیلیا هم دستاشون رو مشت میکنن و تپش قلب دارن یا تو موارد شدیدتر عضلاتشون منقبض میشه، نمیتونن درست حرف بزنن و حتی در موارد خیلی شدید حالت تهوع دارن. همه اینا به خاطر استرسه و اینکه روشون نمیشه درخواست کمک کنن و با کسی حرف بزنن.
    اما اگه یکی از پرسنل بره به سمتشون و شروع کنه باهاشون خوش و بش کنه یا حتی دستش رو بذاره رو شونه مریض یا دستاش رو بگیره مثل آب رو آتیش میمونه و کلی مشکلش حل میشه.

    سوال۲: بیشتر سر بازی هایی که مثل آمیرزا کلمه ای هستن یا جدول ها.

    پاسخ
    • ریحانه عنایت زاده
      14/08/1399 23:43

      سوال۳:
      بچه ها اصولا سخت قرصا رو میخورن، میشه بهشون گفت اگه زودتر قرصات تموم شد فلان جایزه رو داری، البته که مادر باید حواسش باشه بچه به خاطر جایزه سراغ قرصا نره و همشو یباره نخوره ولی اگه هرشب یه قرص بده بهش با شوق اونو میخوره و هرشب روزای باقیمونده رو حساب میکنه.

      دیگه اینکه میشه به افرادی که antisocial هستند هر کدوم یه مبلغ معینی داد، اینطوری باشه که به هر آدم نیازمندی که تو جامعه برخورد میکنن برحسب نیازش از اون مبلغ کمک کنند، هر کدوم که زودتر این مبلغ رو تموم کرد خودش اون مبلغ رو جایزه میگیره؛ خب طبیعیه که این کار یه آنالیز و کنترل اساسی میخواد که افراد همیشه تحت نظر باشن تا به نیازمندهای حقیقی و به مقدار لازم کمک کنند.

      یه کاری هم میشه برای حمایت از محیط زیست تو گروه های خردسالان و پیش از دبستان کرد و به اونها بذر گیاه داد، هرکی زودتر همه بذر ها رو کاشت و سبز شدند مثلا چندتا گلدون گل میگیره.

      یا اینکه به اونها مقدار مشخصی دانه داده بشه و هرروز دانه ها رو برای کبوترها و گنجشک ها بریزن، هر کی زودتر دانه ها رو تموم کرد جایزه بهش یه جوجه ماشینی بدن.
      و…

      پاسخ
  • مینا آقاملایی
    14/08/1399 22:35

    سلام وبینار کرمان جواب سوال ۱ : به نظرم افراد زیادی هست ولی کسایی که توی ذهن من پررنگ ترن بچه های کار و بچه های طلاق هستن که به کمک زیادی نیاز دارن که شاید به علت اینکه میدونن کسی نیست که حمایت و کمک شون کنه از کسی کمک نمیخوان
    جواب سوال ۲ : متاسفانه نه هنوز
    جواب سوال ۳ : میتونیم بر اساس پروتکل هایی که در اتاق عمل فراموش شده یا کمرنگ شده یه مسابقه طراحی کنیم به اینصورت که آخر هر ماه یه تعداد سوال برای پرسنل اون اتاق عمل نمایش داده بشه و هر کس با گوشی خودش جواب بده . کسی که تعداد جواب های درست رو در زمان کمتر بده برنده است و یه مبلغ پاداش بهش بدن . مثلا در مورد پروسیجر احیا یا موارد دیگه
    با اجازتون من پرسش نهایی رو هم میخوام جواب بدم
    جواب پرسش نهایی : برای مثال توی یک اداره یک سیستم رضایت ارباب رجوع به کار برده بشه و هر کسی که آخر ماه بیشترین میزان رضایت رو داشت بهش امتیاز مثلا ۳۰ امتیاز بدیم به نفر دوم ۱۵ به نفر سوم ۱۰ امتیاز و تا آخر سال یا ۶ ماه این روند تکرار بشه و بعد از این مدت میشه هر کسی که نفر اول شد ۳ روز بهش مرخصی بدن به نفر دوم ۲ روز و نفر سوم ۱ روز یا یه پاداش که همینجوری مبلغش کم بشه بر اساس بودجه اون سازمان
    یا در آموزش هم میتوان ازش بهره برد مثلا از ما آزمون های پیشرفت تحصیلی گرفته میشد که فایده ای هم نداشت میتونن مثل همون آزمون ها رو طراحی کنن برای یک استان یا یک مدرسه (۳ تا آزمون در سال تحصیلی برای مثال ) و بر اساس میانگین نتایج این آزمون ها تصمیم بگیرن که کدوم معلم عملکرد بهتری داشته و یک سری امکانات برای معلم برتر در نظر گرفته بشه مثلا دانش آموز بیشتر در سال بعد ‍ یا یه سفر تفریحی رایگان یا موارد دیگه

    پاسخ
  • آفاق زارعی
    14/08/1399 23:04

    وبینار کرمان. روز دوم.سوال ۱:
    در هر جامعه ای معمولا تابوهایی وجود داره که باعث‌میشه افراد از ترس برخی مسائل جرات پیدا نکنند از دیگران درخواست کمک بکنند. گاها هم اصلا ادما نمیدونن که باید و میتونن این کار رو انجام بدهند. در مورد مسائل پزشکی بخایم بگیم، مثلا بیماران مبتلا به برخی بیماریهای روانی، ایدز و هپاتیپ، مسائل ژنیکولوژیک و …. از طرفی خیلی. مهمه که ورد درمان یا حمایت قرار بگیرند، از طرف دیگه به دلیل ترس، از این کار اجتناب میکنن

    پاسخ
    • یه بازی بود توی وبینار گفتم راجع به فوتوشاپ که 50 تا عکس رو باید درست تشخیص بدی اون سبک بازیا واقعا جواب میده برای این مشکل

      پاسخ
      • آفاق زارعی
        16/08/1399 07:40

        فک کنم میس کردم اون قسمت رو. یا یادم رفته

        پاسخ
  • آفاق زارعی
    14/08/1399 23:06

    وبینار کرمان. روز ۲. سوال ۲:
    تجربه ساده اش، وقتی هست که به بچه های گوچکی که دوستشون داریم، یاد میدیم که چجوری پازل رو‌ بچینن، لگوها رو‌سر هم کنن و …
    تو کلاس درس وقتی داری به دانشجوت در حل مساله کمک میکنی.

    پاسخ
    • آره این چیزی که میگی برای بچه ها خیلی جالبه در حدی که ما به برادرزادمون(10 ماهش هست) میگیم پناه عمو کو منو میبینه کلی حال میکنم:) در همین حد ساده ولی دلچسب

      پاسخ
      • آفاق زارعی
        16/08/1399 07:42

        دقیقا. یکی از نیازها و البته ویژگیهای یک انسان هست

        پاسخ
  • Narges.Azimi
    14/08/1399 23:13

    جواب ۱ روز دوم
    به نظر من افرادی که مشکلات روانی دارن بیشتر از همه به کمک نیاز دارند چون معمولا سعی میکنن از بقیه همه چیز رو مخفی کنند یا قادر به بیان نیستن و فکر میکنن مردم درکشون نمیکنن.

    جواب ۲ روز ۲:
    متاسفانه بنده تا الان تجربه اش نکردم، ولی حس خییلی خوبیه این لحظه
    جواب ۳ روز ۳:
    با توجه به اینکه واکسیناسیون نوزادان بسیار مهم و ضروری هست اما به تازگی پوشش واکسیناسیون تحت تاثیر فضای مجازی و صحبت های بی اساس مطرح شده در این زمینه کاهش یافته و خانواده ها خییلی به این مسئله بی توجه شدن و معمولا مراجعه نمیکنن یا خییلی دیر مراجعه میکنن میتونن به افرادی که سر موقع و با صورت مرتب مراجعه میکنن به ازای هر دفعه مراجعه یک سری خدمات رایگان در زمینه بهداشت و درمان بهشون بدن

    پاسخ
  • آفاق زارعی
    14/08/1399 23:18

    وبینار کرمان. روز ۲. سوال ۳:
    من فک میکنم نمونه دیگری از کاربرد این بازی رو‌ همراه اول اجرا میکنه، جایی که میگه اگه تا ۶ هر ماه قبض ماه پیش رو پرداخت کنی، از یه روز مکالمه رایگان درون شبکه استفاده میکنی یا امتیتز باشگاه فیروزه ای میده.
    اما کاری که حوزه اموزش و‌ارزیابی پزشکی به نظرم میرسه، ازمون سناریو نویسی هست که در اون تعدادی علایم و نشانه از بیمار رو به دانشجو‌ میذن، میگن باید یه سناریو بنویسی و در اون از همه این علایم استفاده کنی. در این صورت بهت نمره میدیم. به نظرم اینم تقریبا داره از قواعد همین بازی استفاده میکنه. که البته میشه بیشتر روی این جنبه اش کار کرد

    پاسخ
  • علیرضا رنجبر
    15/08/1399 00:34

    وبینار کرمان روز دوم

    سوال اول:

    دسته بزرگی از افراد رو میتونه شامل بشه و بنظرم یکی از دسته های مهم افرادی هستن که در یک ساختار و سیستم در رده های بالایی قرار دارن و شاید احساس کنن کسرشان هست براشون اگه از کسی کمک بخوان…
    علاوه بر این کسانی که با مشکلات روحی یا افسردگی و چالش های ذهنی درگیر هستند و یا ناتوانی خاصی دارند هم نمیتونن بطور موثر کمک بخوان

    سوال دوم:

    بطور خاص یکبار برای یکی از دوستام یه بازی treasure hunt درست کردم برای کادوی تولدش و از پیشرفتش توی مراحل مختلف خیلی خیلی لذت بردم.

    سوال سوم
    مدلی که برای افق کوروش استفاده کردین کار هوشمندانه ای بوده و به رنج وسیعی از کسب و کار ها میشه تعمیمش داد مثلا سونی و مایگروسافت میتونن از چنین استراتژی برای فروش کنسول های جدیدشون و بازی هاو لوازم جانبی مختلفش استفاده کنن…

    تو بحثای مدیریتی هم میشه ازش استفاده کرد مثلا مدیر یک کلینیک میخواد کلینیک خودش رو تجهیز کنه و حالا باید تجهیزات و مواد مصرفی خودش رو به سرعت تهیه کنه و بشکل موثری کلینیکش رو راه اندازی کنه…
    این مدل میتونه با یه کم تغییرات یه تمرین مناسب باشه برای مدیریت در بخش درمان که امروزه خیلی مهم تر شده

    پ.ن من بعد با لپتاپ مینویسم قشنگ کل سایتو خراب کردم

    پاسخ
  • محبوبه جمالی
    15/08/1399 01:25

    وبینار کرمان_روز دوم
    جواب ۱: افرادی که همیشه خودشون رو توانمند و قدرتمند جلوه میدن یا همیشه بقیه از اونا کمک خواستند. یک گروه دیگه هم پدر و مادر یک خانواده هستند که شاید کمتر از فرزندشون کمک بخوان اما موقع بازی یا تفریح به راحتی این کار رو انجام میدن.
    جواب ۲: بازی پانتومیم در جمع خانواده

    از اثر زیگارنیک در آموزش میتونم یکی از اساتیدم رو مثال بزنم که همیشه سر کلاسش یک سوال سخت مطرح میکرد که به جواب نهایی نمی رسیدیم و خودشون هم جواب نمی دادند. ماهم جواب رو از کتاب ها پیدا می کردیم و کمتر فراموش می کردیم.

    پاسخ
  • کیارش کواری
    15/08/1399 01:57

    وبینار کرمان- روز 2
    سوال 1:من جواب های بقیه رو خوندم و قبول دارم ولی دوست دارم از یک جنبه دیگه به این سوال نگاه کنم،
    یکسری انسان ها هستن که از وقتی از بیرون نگاهشون میکنی بسیار از لحاظ احساسات و قدرت عاطفی قوی و محکم هستند و گاها تکیه گاه خیلی از ادمای دور و برشون. به قدری قوی به نظر میان که حتی نمیشه فکر کرد که چنین افرادی هم ممکنه روزی از نظر عاطفی و حمایت طلبی نیاز به کمک داشته باشن،و جالبه چنین افرادی هم بخاطر پذیرفتن نقش حمایتگرایانه هیچ وقت درخواست کمک از بقیه نمیکنن و این بعضی اوقات براشون گرون تموم میشه.

    سوال دوم:بله!چنین موقعیتی رو تجربه کردم که وقتی با برادرم یک سوال هوش واقعا سخت رو حل میکردیم و من وقتی زودتر به جواب رسیدم برای اینکه لذت رسیدن به جواب رو به برادرم هدیه بدم جواب رو چند ساعت بهش نگفتم تا خودش بتونه بهش برسه و لذت ببره از رسیدن به پاسخ و نهایتا رسید و بنظرم خیلی جذاب تر شد براش.

    سوال 3:خب با این بازی چنین مدلی اومد به ذهنم!فرض کنین توی مطب دکتر معروفی هستید که وقت ویزیت 6 ماه یکبار میده و بسیار شلوغه و بیمارها از جوان تا پیر نشستند و قراره از ساعت 6 عصر تا پاسی از شب ویزیت بشن،در این بین یکسری بیمارها پیر و ضعیف ترن و تحمل این زمان براشون سخت تره،منشی پیشنهاد میکنه که اگر افرادی که سالم و جوان ترن جای خودشون رو به مسن تر ها بدن و باعث بشن که اون ها زودتر ویزیت بشن ،منشی تایم ویزیت بعدی اون ها رو از 6 ماه بعد به یک ماه بعد کاهش میده،البته شرطش اینه که هر کس «زودتر» داوطلب شد تایم ویزیت بعدیش زودتر خواهد بود مثلا نفر اولی که داوطلب میشه 1 ماه بعد نفر دوم 2 ماه بعد و الی اخر(یعنی 2 تا وقت میتونن بگیرن همچنین، یک حرکت اجتماعی قشنگ هم هست)
    پ.ن:صرفا یک مثال بود که شاید بعضی جنبه هاش مطابق با واقع نباشه!

    پاسخ
  • عارفه نجار محی آبادی
    15/08/1399 02:35

    وبینار کرمان روز دوم
    سوال ۱:
    در ایران اصولا افراد هیچوقت نمیخوان کمک بگیرن چون این به معنی ضعیف بودن آنها در مقابل فردی که از اون فرد کمک خواستن هست
    مخصوصا که اون فرد در یک سطح و امتیاز باشه
    سوال ۲:
    بله زمانی که بازی پازل یا بازی اشیا گمشده انجام دادم

    پاسخ
    • یکی از دلایلی هم که ایرانیا کمک نمیخوان بحث اینه که قومیت های زیادی کنار هم هستن و همیشه بحث اینکه من از تو برترم بودم پس همچین فرهنگی هیچوقت حاضر نیست بگه من ضعیفم

      پاسخ
  • علی ریحانیان
    15/08/1399 10:34

    جلسه دوم.پاسخ سوال اول:
    با سلام. مسلما اقشار نیازمند به کمک در جامعه ما بسیار زیاد هستند. اما من میخوام به دید دیگری به این قضیه نگاه کنم. دید کلانتری که شاید کسی چندان بهش نگاه نکنه یا وقت نکنه بهش فکر کنه. همیشه دانشجوهای سراسر کشور تنها درس خواندن رو برای موفقیت لازم میبینن. یعنی میگن برای اینکه موفق بشی باید درس بخونی و فقط نمره بالا بیاری. میخوای بری ارشد یا دکتری یا تخصص باید درس بخونی و … اما نکته مهم اینه که دانشجوها واقعا از راه های میان بری که در آیین نامه هاشون وجود دارن خبر ندارن. مثلا در رشته پزشکی آیین نامه 40 امتیازی داریم که اگر کسی این امتیاز رو کسب کنه میتونه با کسب 85 درصد نمره اخرین نفر قبولی در دانشگاه مقصد بهرین رشته رو بخونه!!! جالبه نه؟ یا مثلا ما بحث لیسانس به پزشکی داریم. دانشجوهایی ک عاشق پزشکی بودن و ب علت عدم عدالت نتونستن به علاقه اشون برسن به جای این که برن باز کنکور بدن این کنکور لیسانس به ارشد رو میدن و از ترم 5 پزشکی شروع به تحصیل میکنن.. تازه جالب تر هست. برای این که یک دانشجو کارشناسی بتونه بدون کنکور بره ارشد بخونه یا حتی phd نیز نیس خدا تعداد مقاله رو بنویسه! بلکه باید تنها براساس ایین نامه های مشخص شده عمل کنه و پیش بره. خلاصه من اگر بتونم به کسی کمک کنم اول کار میام برای تمامی دانشجویان آیین نامه های میانبر رو توضیح میدم. ک بتونن به اهدافشون جهت بدن و ادمای یک بعدی بار نیان که الان آفت دانشجویان علوم پزشکی مخصوصا پزشکی است. دوما مسیر دستیابی بهشون رو هم بهشون یاد میدم. فکر میکنم تربیت انسان های چند بعدی و با اخلاق نیاز الان جامعه ماست.

    پاسخ
    • خب وقتی هدف یادگیری هست اینکه اینجور راه هایی رو بهشون بگیم که عملا منجر به یادگیری کمتر میشه جالبه؟

      پاسخ
      • علی ریحانیان
        16/08/1399 02:12

        یادگیری کمتر نمیشه. حفظ طوطی وار کمتر میشه. صلاحیت و شایستگی افراد بیشتر میشه. مثلا امروزه گفته میشه یک‌پزشک خوب کسی نیست ک فقط خوب طبابت کنه!!! باید مهارت های دیگر مثل قدرت مدیریت ، خود اگاهی، مهارت ارتباطی، همدلی و غیره داشته باشه ک در اصلا در کوریکولوم درسی علوم‌پزشکی اینها وارد نشدند. در واقع امروزه به علوم انسانی مربوط به علوم پزشکی خیلی توجه شده و نیاز مبرمی براش احساس میشه‌.

        پاسخ
  • علی ریحانیان
    15/08/1399 10:39

    جلسه دوم.پاسخ سوال دوم:
    خب این تجربه رو به وفور داشتم. در دوره ای که به صورت گیمیفیکیشن برگزار میشد و من به عنوان منتور حضور داشتم معماهایی به دوستان داده میشد و دوستان پس از حل معما جواز حضور در مرحله بعد را ب دست می اوردند و محتواها براشون بارگذاری میشد. یا در بازی ای که در جمع دوستانی داشتیم و به صورت مجازی، معماهایی را طرح میکردیم و ب صورت عمومی باید بهشون پاسخ میدادن. و تاگر کسی نمیتونست راهنمایی میکردم . لازم ب ذکره که سرچ در این بازی ای خودمون طراحی اش کرده بودیم ازاد بود. و سرعت عمل و نحوه سرچ و متودهاش برنده رو تعیین میکرد.

    پاسخ
  • علی ریحانیان
    15/08/1399 10:55

    جلسه دوم.پاسخ سوال 3:
    و اما برای این سوال یک ایده به ذهنم رسید. یک بازی به این صورت که ما میاییم و ستینگ های مختلف با منابع متفاوت و محدود یک بیمارستان رو در نظر میگیریم. شخص یک سری پول داره که باید در هر ستینگ به یک سری کیس یا بیمار بالینی برسه. و اولویت بندی کنه. و ازمایشاتی رو که هزینه دار هستند انتخاب کنه. مثال میزنم تا ملموس تر بشه:

    بخش اورژانس: بیمار الف با درد شکم و استفراغ در ساعت16: 45 دقیقه مراجعه میکند.
    بیمار ب: با با ضربه به قفسه سینه و تنگی نفس مراجعه کرده.
    بیمار ج: با ابریزش و سرفه مراجعه کرده استک

    در اینجا سوال این هست که شما به عنوان پزشک ابتدا به کدوم رسیدگی میکنید؟
    سوال بعد و انتخاب هاش باید برای هر کدوم یک سری ازمایشات با هزینه ای ک برای هر بیمار ثابته بنویسه. مثلا ازمایش سلول های خونی 15 هزار و نوار قلب مثلا 20 هزار تومان هست. باید جوری مدیریت کنه که هر سه بیمار در مطلوب به گونه ای ک رضایت داشته باشن و بتونن در انتها برچسب رضایت بگیرن. بنابراین در اینجا باید استفاده درست از منابع پولی و امکنات و تجهیراتی رو در ستنیگ ها و محیط های مختلف و با بیماران مختلف مدیریت کنه. انچه خیلی مهمه مدیریت زمان، مکان و امکانات هست که با توجه به محدودیت باید برای یکیشون انتخاب کنه. مثلا سناریو ب این صورت هست که لوازم ازمایشگاهی فقط یکی داریم و برای یکیشون میتونیم انجام بدیم و …
    اینجوری میشه مهارت های متفاوت انها رو مدیریت کرد علاوه ب پزشکی، علاوه بر معاینه و… میشه مهارت های مدیریتی، مهارت ارتباطی و غیره را سنجید. البته این ایده خیلی گسترده است ولی تا به همینجا ارائه دادم خدمتتون امیدوارم ایده خوبی بوده باشه.

    پاسخ
  • زینب مرتضوی
    16/08/1399 01:05

    وبینار کرمان
    روز دوم سوال اول
    به نظر من افرادی که هوش هیجانی پایینی دارن و درون گرا هستن کمتر درخواست کمک میکن و اغلب موارد میخوان مشکلاتشون رو خودشون حل کنن.همینطور افرادی که مشکلات جسمانی دارند مثلا از لحاظ گفتاری و رفتاری کند هستند مثلا لکنت زبان دارن،از ویلچر استفاده میکنند و …

    پاسخ
  • زینب مرتضوی
    16/08/1399 01:09

    روز دوم سوال دوم
    این تجربه رو زمانی داشتم که سودوکو رو یاد چن نفر میدادم.همین طور وقتی به پسرخاله م ریاضی یاد میدادم یا مثلا وقتی مامانم در مورد یه نرم افزاری سوال میکنن و سعی میکنم یادشون بدم

    پاسخ
  • زینب مرتضوی
    16/08/1399 01:22

    وبینار کرمان روز دوم سوال سوم
    از این روش میشه برای شرکت های مسافرتی ایتم هایی رو مشخص کرد که مسافران بر اساس بودجه ای که دارن خودشون انتخاب کنن از چه تفریحاتی میخوان استفاده کنن یا چه خوراکی هایی رو مصرف کنن و …

    یا مثلا میشه روند درد یه بیمار رو از صد تا صفر نشون داد.با انجام هر پروسیجر درصدی از صد کم میشه که با توجه به دارودرمانی و نوع پروسیجر و زمان بهبودی، تعیین میشه

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست