آقای گیمیفیکیشن | مرجع آموزش گیمیفیکیشن

هر هفته یک کتاب گیمیفیکیشن

برای آشنایی بیشتر علاقه مندان گیمیفیکیشن، تصمیم گرفته ایم به صورت هفتگی، خلاصه و بررسی یک کتاب گیمیفیکیشن مطرح دنیا را منتشر کنیم. این پست به صورت هفتگی به روزرسانی خواهد شد و مطالب جدید، در انتهای آن قرار دارند. شما هم می توانید به صورت هفتگی این پست را بررسی کنید.

نکته مهم: با توجه به این که هر هفته بخش جدیدی به این مطلب اضافه می شود، اگر شما از دوستانی هستید که هر دوشنبه منتظر بخش جدید هستید  و فقط قصد مطالعه آموزش همین هفته را دارید، روی این «لیـــــنک»کلیک کنید تا به آموزش مربوط به این هفته هدایت شوید. اگر هم از دوستانی هستید که می خواهید کل آموزش را بخوانید، نیازی به کلیک روی لینک بالا ندارید.

هفته اول: قلاب – Hooked | هفته دوم: انگیزه – Drive| هفته سوم:payoff

کتاب - کتاب گیمیفیکیشن


اول: کتاب Hooked – قلاب

کتاب Hooked که با نام “قلاب” و “به قلاب آویخته” در ایران شناخته می‌شود و به بررسی چگونگی ساخت محصولاتی با قابلیت تبدیل به عادت می‌پردازد، از مجموعه کتبی است که مطالعه‌اش هر خوانندۀ علاقه‌­مند به مباحث کسب­‌و­‌کاری را به وجد می­‌آورد. اریک رایس، نویسندۀ کتاب معروف The Lean Startup در این مورد می‌گوید:

هرکسی که به درگیر کردن مشتریان با محصولش اهمیت می‌دهد باید این کتاب را بخواند.

کتاب قلاب

کتاب قلاب

آقای نیر ایال (Nir Eyal) در این کتاب به ارائۀ مدلی برای به قلاب آویختن مشتریان و کاربران محصولاتمان می­‌پردازد و سعی در تبدیل کردن آنان به عادت مشتریان دارد. در این کتاب مدلی به نام قلاب ارائه شده که شامل چهار مرحله با ترتیبی مشخص می­‌باشد. مدل قلاب (Hooked) به ترتیب شامل مراحل تحریک (Trigger)، اقدام و عمل (Action)، پاداش­‌های متنوع (Variable Reward) و سرمایه­‌گذاری (Investment) می­‌باشد. جهت چرخش و توالی مراحل همچون یک قلاب ماهی­گیری، به صورتی تدوین شده که در نهایت طعمه را به دام بیاندازد و راه خروج را برای او سخت کند (عادت!).

مدل قلاب

مدل قلاب

یک نکتۀ قابل توجه در این کتاب اشاره به نموداری با دو فاکتور تکرار (معمولاً چندبار این رفتار اتفاق می­افتد) و کاربرد درک شده (چقدر این راه­‌حل میان راه‌­های ثانویه برای کاربر مفید فایده بوده است) می­‌باشد که ناحیه­‌ای برای تبدیل شدن محصول به عادت را نشان می­‌دهد. باید توجه داشت که تمامی محصولات و خدمات قابلیت تبدیل شدن به عادت را ندارند و اصولاً قرار نیست کاربر معتاد تمامی امکانات و محصولاتی بشود که از آن استفاده می‌­کند!

ناحیه عادت

ناحیه عادت

طبق نمودار فوق، محصولی تبدیل به عادت می­‌شود که مکرراً مورد استفاده قرار گیرد (مثلاً موتور جستجوی گوگل که در روز بارها به آن مراجعه می­‌کنیم) یا هر بار که از آن استفاده کردیم، مفید واقع شود (مثل فروشگاه دیجی­‌کالا که معمولاً وقتی به دنبال اطلاعاتی برای خرید یک کالای دیجیتال می­‌گردیم جزو گزینه‌­های اولمان است).

حالا که متوجه شدیم محصول‌مان قابلیت تبدیل شدن به عادت را دارد یا خیر، می­‌توانیم از مدل قلاب استفاده کنیم.

 مرحله تحریک:

تحریک محرکۀ رفتار و به مثابۀ جرقه در موتور خودرو است. دو نوع تحریک خارجی و داخلی داریم.

محصولات تبدیل­‌شونده به عادت با تحریک خارجی کاربران مثل یک ایمیل، لینک وب‌سایت و یا حتی آیکون اپلیکیشن روی اسمارت­‌فون شروع می‌­شود و پس از تکمیل مدل، باعث بوجود آمدن تحریک­‌های داخلی می­‌شود. از انواع تحریک‌­های خارجی می‌­توان به موراد زیر اشاره کرد:

  • تحریک­‌های پرداخت­‌ شده: تبلیغات، بازاریابی موتور جستجو
  • تحریک­‌های دریافت شده: رایگان اما با صرف زمان، ویدئوهای وایرال شده (ویروسی)
  • تحریک­‌های ارتباطی: دعوتنامه­‌های الکترونیکی، لایک، تبلیغات دهان به دهان
  • تحریک‌­های شخصی: آیکون اپلیکیشن بر روی صفحه گوشی شخص، خبررسان ایمیلی به افرادی که ثبت­‌نام کرده‌اند، یا حتی یک نوتیفیکشن برای آپدیت اپلیکیشن که کاربر آن­‌را فعال کرده است.

برای مثال به احساس تنهایی و نیاز به ارتباط با دیگران می‌­توان به عنوان تحریکی داخلی و از نوتیفیکیشن گذاشتن استوری جدید توسط دوستانتان به عنوان تحریک خارجی برای استفاده از اینستاگرام اشاره کرد.

مرحله اقدام و عمل:

پس از تحریک نوبت به اقدام می‌­رسد، رفتاری که در انتظار کسب پاداش و فایده‌­ای انجام می­‌گیرد. این نکتۀ مهم باید در نظر گرفته شود که اقدام برای اینکه به خوبی اجرا شود، باید آسان بوده و انگیزه‌­های روان‌شناختی برای انجام وجود داشته باشد.

مثلاً در همین مورد اینستاگرام، کاربر به راحتی می­‌تواند با لمس کردن نوتیفیکیشن مربوط به استوری جدید دوستش، وارد صفحۀ مربوطه شود و آن­‌را ببیند. یا به عنوان مثالی دیگر می­‌توان به سادگی دسترسی به دوربین در گوشی­‌های آیفون بدون نیاز به زدن رمز ورود اشاره کرد (در زمان نگارش کتاب هنوز اندروید این قابلیت را نداشت).

مرحله پاداش متغیر:

پژوهش­ها نشان می دهند هنگامی که مغز در انتظار پاداش است، سطوح دوپامین نوروترانسمیتر افزایش می­ یابد. کتاب به  متغیر بودن پاداش توجه خاصی نشان داده و معتقد است اگر پاداش­‌ها مشخص و از پیش تعیین شده باشند، پس از مدتی حوصله سر بر می­‌شوند؛ اما از طرف دیگر پاداش متغیر تأثیر آن را چند برابر می­‌کند.

چنانچه مثال­‌های کلاسیکی مثل لاتاری و ماشین­‌های اسلات از شایع­ترین محصولات عادت شونده می­‌باشند. لازم به ذکر است که پاداش­‌های متغیر در این کتاب به سه دسته قبلیه (the Tribe)، شکار (the Hunt) و خود (the Self) تقسیم­‌بندی شده است. از پاداش نوع قبیله یا Tribe می­توان به جمع کردن تعداد لایک­های بیشتر در شبکه­های اجتماعی اشاره کرد. همینطور دستیابی به اطلاعات و عکس­های بیشتر هنگام اسکرول (Scroll) کردن توییتر و اینستاگرام از پاداش نوع Hunt یا شکار بوده، و خالی کردن ایمیل­‌های خوانده نشده (علامت زدن به عنوان خوانده شده) یا گرفتن تجربه (Skill) بیشتر در مهارت­‌های سایت کدآکادمی نمونه­‌هایی از پاداش نوع Self یا خود می­‌باشد.

مرحله سرمایه­‌گذاری:

وقتی کاربران ما هنگام استفاده از محصولاتمان زمان، اطلاعات، تلاش،  سرمایه اجتماعی و یا پول هزینه کرده باشند، در واقع حس می­ کنند که به نوعی در آن محصول سرمایه گذاری کرده­‌اند. سرمایه‌گذاری از جنس زمان، اطلاعات و یا تلاش. و به همین خاطر به راحتی دست از استفاده از آن محصول بر نمی­‌دارد. مثال خیلی روشن آن که همه احساس کردیم، بالا رفتن تعداد فالوئرهای اینستاگرام و دوستان در فیس­بوک می­‌باشد.

در همین مورد می­‌توان به اثر IKEA که دن اریلی در کتاب PayOff خود بیشتر در مورد آن توضیح داده است، اشاره کرد.

در نهایت، بخش دیگری به عنوان تعهد (Commitment) معرفی می­شود که نویسنده معتقد است می­تواند باعث تمایز بین اعتیاد­های بد و عادت­‌های خوب شود. همچنین در فصل نهایی کتاب، مطالعه موردی بر یک اپلیکیشن معروف (انجیل) دارد و تمامی مطالب گفته شده در کتاب را در این محصول مورد بررسی قرار می‌­دهد.

به طور کل مطالعه این کتاب به تمامی افرادی که قصد تولید محصولاتی که در ناحیه عادت قرار می­‌گیرند توصیه می­‌شود.

نویسنده محتوای این هفته: مصطفی سپهریان

برای خرید نسخه انگلیسی کتاب قلاب از فروشگاه ما، اینجـــا کلیک کنید.


هفته دوم: کتاب – انگیزه

سیاست هویج و چماق به یک قرن پیش تعلق دارد. انگیزه می‌گوید برای کار در قرن 21 باید سیاست را به استقلال عمل، تبحر و آرمان ارتقاء دهیم.

مطلب فوق چکیده‌ای برای توییتر از کتاب Drive (ترجمه شده با نام انگیزه: راهکاری نو برای خلق دنیایی نو توسط خانم مرجان فرجی) نوشته‌ی آقای دنیل اچ پینک (Daniel H. Pink) می‌باشد. دنیل پینک را از طریق کتاب جذاب یک ذهن کاملاً نو (A Whole New Mind) به خاطر داریم؛ فردی که با اعلام نشریه کسب و کار هاروارد در سال 2011 به عنوان یکی از 50 متفکر مدیریت جهان بر سر زبان‌ها افتاد.

پینک در کتاب انگیزه سعی کرده با ارائه‌ی مقالات و نتایج آزمایش‌های گوناگون و جذاب دانشمندان و متفکران حوزه کسب و کار، روانشناسی و اقتصاد رفتاری به کند و کاو در زمینه انگیزه درونی انسان‌ها، انگیزش‌بخشی به دیگران در محل کار و زندگی و نحوه‌ی بالاتر بردن راندمان کاری و مسئولیت پذیری خود و دیگران بپردازد. و با ارائه مطالب جذاب در نهایت به این می‌رسد که سیاست چماق و هویج به قرن قبل تعلق دارد و نمی‌توان کارهای خلاقانه‌ی قرن بیست و یکم را با این روش‌ها مدیریت کرد. همچنین معتقد است که انگیزه به صورت ذاتی و درونی در افراد وجود دارد، و تنها کاری که مدیران و صاحبان کسب و کار باید انجام دهند این است که آن را نکشند!

نکته‌ای که در وهله اول مطالعه این کتاب به نظرم رسید، ارتباط مشخص و مستقیم مطالب کتاب و نتایج آزمایش‌های بیان شده با نظریه X و Y آقای داگلاس مک گریگور بود. به صورتی که خود پینک هم در جایی از کتاب از این نظریه یاد می‌کند و با عاریه گرفتن حرف X از تئوری مک گریگور، تا انتهای کتاب تئوری پایه را در ذهن نگه می‌دارد.

سراسر کتاب از سه انگیزه (سائق طبق ترجمه خانم فرجی) در انسان‌ها یاد شده و در فصول مختلف به نقد و بررسی این سه سائق می‌پردازد:

  1. سائق زیست‌شناختی (گرسنگی، تشنگی و …)
  2. پاسخ به پاداش و تنیبه‌های محیطی
  3. انگیزه درونی

در فصل یک به ظهور و سقوط نسخۀ شمارۀ دوی انگیزه می‌پردازد و انگیزه را به مشابه یک سیستم عامل در نظر می‌گیرد. سیستم عامل اجتماع، مجموعه‌ای از دستورها و آیین‌نامه‌های عمدتاً نامرئی که امور بر مبنای آن‌ها اداره می‌شود.

در همین فصل نسخه شماره یک سیستم عامل انگیزه را تنها برای بقا کافی می‌داند و نسخۀ شماره دو انگیزه را بر پایه پاداش‌ها و تنبیه‌های بیرونی مشخص می‌کند. او نسخۀ شماره دو را برای کارهای تکراری و غیرخلاق قرن بیستم کافی می‌داند.

در فصل دو هفت دلیل بر ناموثر بودن سیاست هویج و چماق می‌آورد و نشان می‌دهد که پاداش‌های اگر…، آنگاه سنتی می‌توانند باعث خاموش شدن انگیزه‌های درونی، تضعیف عملکرد، نابود کردن خلاقیت و کاستن از ارزش رفتار خوب شود. پینک معتقد است این 7 دلیل، نقایص نسخه فعلی سیست عامل ما محسوب می‌شوند! (نسخه 2)

اما همچنین شرایط ویژه‌ای را که سیاست هویج و چماق در آن به خوبی موثر واقع می‌شوند را هم از یاد نبرده است! پاداش و تنبیه می‌تواند برای وظایف قاعده‌مند و روال‌دار و تکراری، موثر باشد؛ زیرا انجام این کارها به انگیزۀ درونی و خلاقیت چندان ربطی ندارد!
هر چند بهتر است این شرایط رعایت شود:

  • دلیل بیاورید که چرا انجام فلان کار «ضروری» است
  • به کسالت بار بودن آن کار اقرار کنید
  • به کارکنان در مورد نحوۀ تکمیل آن آزادی عمل دهید

پینک در فصل سوم خبر خوشی مبنی بر اکتسابی بودن رفتار نوع i (برگرفته از x و y مک گریگور)، که رفتار ناشی و رواج یافته از انگیزه نسخۀ شماره 3 یا همان انگیزه درونی است، می‌دهد. وی معتقد است سه عنصر در نسخه شماره 3 انگیزه مورد نیاز است:

  • استقلال عمل، ما نیاز به آزادی عمل در وظیفه، زمان انجام آن، تیم و افرادی که با آن‌ها کار می‌کنیم و فن و نحوۀ انجام کار داریم.
  • تبحر، کنجکاوی و تعهد نسبت به کار می‌تواند تبحر بیافریند که با سیلان آغاز می‌شود. (او سیلان را به صورت تجربه‌های مطلوب ما در زمانی که توانایی‌هایمان به شکلی کامل و بی‌نقص با چالش‌هایی که با آن روبرو می‌شویم، همخوانی دارد، تعریف می‌‌کند.)
  • آرمان، اینکه نقشی ایفا کنند و بخشی از غایتی بزرگ‌تر و ماندگارتر از خود باشند.

که هر کدام از این عناصر را در فصول 4، 5 و 6 مورد شرح و بسط قرار می‌دهد.

در نهایت، در فصول پایانی کتاب، به معرفی راهکار، برنامه و شیوه‌هایی برای انگیزش‌دهی و استفاده بهتر از انگیزۀ درونی اطرافیانمان پرداخته است.

مطالعه این کتاب را به صاحبان کسب و کار که مایل به همکاری بهتر و موثرتر با سرمایه‌های انسانی ارزشمندشان هستند، علاقه‌مندان به اقتصاد رفتاری، منابع انسانی و گیمیفیکیشن و بطور کلی تمامی دوستانی که نحوه ارتباط موثر با دیگران انسان‌ها برایشان دغده و مهم است پیشنهاد می‌کنم.

نویسنده محتوای این هفته: مصطفی سپهریان

هفته سوم: کتاب – انگیزش، Payoff اثر دن اریلی

«انگیزش؛ منطقی پنهان که به انگیزه‌های ما شکل می‌دهد.»

تیتر فوق، نام یکی از جدیدترین کتب دن اریلی (Dan Ariely) (Payoff) می‌باشد که در سال 2016 منتشر شده و جز کتب پرطرفدار و پرفروش محسوب شد و توسط انتشارات نشر نوین در دسترس می‌باشد. دن، استاد روان‌شناسی و اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک می‌باشد. او مدیر و بنیان‌گذار مرکز ادراک پیشرفته، هم‌سازنده فیلم مستند صداقت: حقیقتی در مورد عدم صداقت، و نویسندۀ سه کتاب پرفروش نیویورک تایمز است. از جمله بهترین کتاب‌های او می‌توان به «نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر»، «جنبه‌های مثبت نابخردی»، «حقیقت صادقانه دربارۀ عدم صداقت» و «بدون توجیه برای شما» اشاره کرد.

شرح شغل رسمی ما هرچه که باشد، همه به صورت پاره‌وقت در حال انگیزه دادن هستیم. انگیزش از بخش‌های اصلی زندگی ماست، اما واقعاً چقدر نسبت به آن آگاهی داریم؟ واقعاً چقدر از چگونگی عملکرد و نقش آن در زندگیمان می‌فهمیم؟ فرض بر این است که انگیزش از پاداش خارجی مثبت مشتق می‌شود. این را انجام بده و آن را بگیر!

اما به راستی داستان انگیزش بسیار پیچیده‌تر، بغرنج‌تر و سحرآمیزتر از چیزی است که ما فرض می‌کنیم! اگر انگیزش را به دشتی سرشار از درختان در هم تنیده، رودخانه‌های کشف نشده، حشرات تهدیدآمیز، زمین‌های کشاورزی و پرندگان رنگارنگ تصور کنیم؛ این دش اجزاء بسیاری دارد که ما فکر می‌کنیم اهمیت دارند، اما اینطور نیست! و حتی پیچیده‌تر، سرشار از جزئیات غیرمتعارفی است که ما کاملاً نادیده می‌گیریم و فکر می‌کنیم هیچ اهیمیت ندارند، ولی بسیار مهمند!

دن اریلی در این کتاب در چهار فصل با ارائۀ توضیحاتی از آزمایش‌هایی که در حوزه اقتصاد رفتاری و رفتار انسانی انجام داده و نتایج گرفته شده از آن‌ها به معمای پیچیدۀ انگیزش پرداخته است.

او در مقدمه به نقل خاطره‌ای از برخوردش با دو کودک در بخش سوختگی بیمارستان می‌پردازد و در این حین پیچیدگی انگیزش و انگیزه‌دهی به دیگران نشان می‌دهد. از آن‌جایی که دن در دوران جوانی خودش حدود سه سال در بخش سوختگی بیمارستان بستری بوده است، مادر کودکان از وی خواسته بود که برای دادنش مشورت و انگیزه به آن‌ها کمکشان کند. دن با ورودش به بیمارستان یاد خاطرات دردناک (به معنای واقعی کلمه) حضورش به عنوان بیمار می‌افتد و حالش بسیار خراب و دگرگون می‌شود، اما انگیزۀ کمک کردن به آن دو کودک (که در نهایت یکی از آن‌ها هم می‌میرد) به او قدرت تحمل تمام این سختی‌ها و خاطرات بد را می‌دهد و این برای او هم جالب و هم معماگونه است. او معتقد است که ما با معنا و ارتباط انگیزه پیدا می‌کنیم، چون اثرات آن‌ها فراسوی خودمان، فراسوی دایرۀ اجتماعیمان و حتی شاید فراتر از وجودمان توسعه یابد؛ کارهایی که معنا و اثرات مثبت دارند، هرچند سخت و طاقت فرسا باشند.

کار معنادار و کار آسان

در فصل اول، با ارائه داستانی از مهندسان یک شرکت نرم‌افزاری بزرگ و شرح آزمایش‌های خودش و نتایجشان، به چگونگی نابود کردن انگیزه دیگران می‌پردازد و تشریح می‌کند که چرا بی انگیزه کردن دیگران به طور حیرت‌انگیزی آسان است؟ و در این بین از مثال کار کردن به عنوان یک زندانی که کار بی‌ثمر (کار سیزیفیک) باعث کشتن انگیزه‌اش می‌شود استفاده می‌کند. او در آزمایش‌های مختلف نشان می‌دهد که اگر از کار افراد قدردانی نشود (حتی در حد کلامی) و به اصلاح کارشان نادیده گرفته شود، به مرور باعث کاهش بهره‌وری و انگیزۀ آن‌ها می‌شود. (در صورتی که مایل هستید، شرح بیشتری از فصل اول را مطالعه فرمایید، این پست را حتما ببینید.)

[برداشت خود من از این فصل، نحوۀ برخورد و تصدیق همکارانم و افرادی است که با آن‌ها سر و کار دارم. پس از مطالعه این فصل، سعی کردم به کارهای آن‌ها بیشتر بها و بازخورد بدهم تا آن‌ها احساس معنای بیشتری در کارشان داشته باشند. – در همین زمینه پیشنهاد می‌کنم انواع مدل رنگی مردیت بلبین از تقسیم کارها در تیم را در متمم مطالعه بفرمایید]

کار معنا دار

کار معنادار (فصل اول)

 

کار بی معنی

کار بی معنی (فصل اول)

فصل دوم با خاطرۀ دن از ساخت یک دراور (گنجه کشودار) از سری محصولات ایکه‌آ (IKEA) شروع می‌شود و نقل می‌کند چطور سختی که در راه مونتاژ کردن آن دراور کشیده است، در لذت بعدی که از دیدن آن می‌بیند تأثیر می‌گذارد. پس از آن داستانی تاریخی از مخلوط کیک (پودر آماده کیک) شرکت پی.داف و پسران را شرح داده و نشان می‌دهد که چطور بانوان خانه‌دار چون در حین پختن کیک زحمتی حس نمی‌کنند، آن را از خودشان ندانسته و فروش پودر کاهش پیدا کرد. در نهایت در این فصل به یکی از موارد مهم در اقتصاد رفتاری پرداخته و نشان می‌دهد که کمی عرق ریختن، کمی هزینه کردن و کمی وقت گذاشتن در چیزی یا کاری، باعث می‌شود ارزش آن را بیشتر از چیزی که هست احساس کنیم. حتی این مورد در ایده‌ها و تفکرات ما، و نه فقط مورادی که برای آن زحمت یدی کشیده‌ایم، پا برجاست و نشان‌دهندۀ پیوستگی عمیق ما به ایده‌ها و ساخته‌های خودمان می‌باشد.

[برداشت خود من از این فصل: در این فصل به قدرت شخصی‌سازی/سفارشی‌سازی پروژه‌ها و محصولات و تأثیر آن بر ارزش‌گذاری از سمت مشتری و مصرف‌کننده پرداخته است. من هم سعی می‌کنم از این قابلیت برای فروش بهتر محصولاتم و رضایت پس از آن برای مشتریانم استفاده کنم؛ مشتریانم می‌توانند یک سری تغییراتی به دلخواه در ظاهر محصول شرکت (خانه هوشمند و اینترنت اشیاء) داشته باشد تا خودش را در طرح پایانی صاحب سهم و کار مفید بداند!]

لذت ساختن چیزی

لذت ساختن چیزی (فصل دوم)

فصل سوم، از آن دسته مواردی است که نتایج آزمایش‌ها برای ما خیلی قابل درک و ملموس نیست! چیزی از جنس انگیزه‌های درونی که در کتاب انگیزه، راهکاری نو برای خلق دنیایی نو هم به آن اشاره شده بود. این که شاید برعکس چیزی که فکر می‌کنیم، پول کمتر از آن‌چه به آن بها می‌دهیم اهمیت دارد! شروع این فصل روایتی است از فیلم زیبای Glengarry Glen Ross و رهنمود ABC (Always be closing) آن و بازتابی از این باور قوی، پایدار و اشتباه  که انگیزش بیرونی، مثل تهدید، عناصر تعیین کنندۀ دستورالعمل الهام‌بخش سخت کار کردن است.

آزمایش دن و همکارش در شرکت اینتل و نتایج گرفته شده از آن که دریافت پاداش یا انعام نقدی پس از انجام کار خوب، کم کم تبدیل به عادت و احساس طلب‌کاری (!) در کارکنان می‌شود و برعکس چیزی که تصور می‌کنیم، یک تشکر و دست مریزاد خشک و خالی، نتیجۀ بسیار بهتری در انگیزه‌دهی کارکنان دارد. این همان چیزی است که در داستان روزشکرگذاری در خانه مادر هم در کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر به آن اشاره کرده بود، عدم تغییر هنجارهای اجتماعی به هنجارهای بازار و بلعکس!

شاید بحث برانگیزترین تیتر کتاب را بتوان در همین فصل دید، بیایید وکلا را بکشیم! دن، با نقل داستانی از موفقیت‌های یک خانم بازرگان در کارش و افول کار و کسبش پس از استخدام وکیل برای سامان‌دهی قراردادها، نشان می‌دهد چطور احساس اعتماد و روابط متقابل که پیش از این بین خانم بازرگان و مشتریان و تهیه‌کنندگان مواد و منابع اولیه بوده باعث همکاری با کیفیت بالای آن‌ها می‌شده، با ورود وکلا به این روابط و نوشتن قراردادهای با نکات زیاد، از بین رفته باعث کاهش کیفیت همکاری و محصولات شده است.

[برداشت من از این فصل: هنجارهای اجتماعی و هنجارهای بازار را به خوبی حفظ کنم و آن‌ها را با هم قاطی نکنم. سعی کنم اعتماد را در روابطم نگه دارم و در ارتباط و رفتارم با افراد مختلف، انگیزه‌های درونی را بیشتر مد نظر قرار دهم تا قواعد بیرونی.]

روز پس از تعریف و تمجید

روز پس از تعریف و تمجید (فصل سوم)

روز پس از پاداش نقدی

روز پس از پاداش نقدی (فصل سوم)

در فصل چهارم، به میل دیوانه‌وار ما برای جاودانگی نمادین، و اینکه چقدر دوست داریم همه پیروز شویم پرداخته شده است. از وصیت‌های عجیب و غریب، کارهایی عجیبی که پس از مرگشان افراد خواسته‌اند برایشان انجام شود (مثل دفن کردن با تلفن همراه روشن! یا دفن کردن در ماشین گرانقیمت و …) گرفته تا رکورد زدن توسط ورزشکاران و باقی گذاشتن اثر هنری توسط هنرمندان، همه نشان از انگیزش‌های پس از مرگ و میلمان به جاودانگی است.

وصایای عجیب

جاودانگی نمادین و نیاز به معنا (فصل چهارم)

و در نهایت، قسمتی از متن کتاب «راهنمای مسافران کهکشان» اثر داگلاس آدامز (که فیلمی هم برگرفته از آن ساخته شده) آورده شده، قسمتی که ابر رایانه Deep Think پس از 7.5 میلیون سال تفکر، بحث و مجاده و پردازش به «آخرین و بزرگترین سوال زندگی، جهان و همه چیز»، پاسخ می‌دهد: «42»! و آن‌جاست که فاج و لونکوال متوجه شدند که باید تازه به سراغ خود «سوال نهایی» بروند.

ما به قطع یقین از فهمیدن تمام پیچیدگی‌های انگیزشی به دوریم، اما سفر برای درک و فهمیدن صدها نکته دقیق، ظریف، عجیب و غریب و حیرت‌انگیز پیرامون انگیزش جالب توجه، هیجان‌انگیز، مهم و کاربردی خواهد بود. و اگر این سفر را به درستی انجام دهیم رازهای بهره‌وری بیشتر، عشق و معنا را آشکار خوهد کرد.

کتاب Payoff دن اریلی

مطالعه این کتاب را به تمام عزیزانی که به اقتصاد رفتاری، گیمیفیکیشن، منابع انسانی و به طور کل تمامی کسانی که بدنبال انگیزه‌دهی به خودشان و دیگران هستند، پیشنهاد می‌کنم.

نویسنده محتوای این هفته:مصطفی سپهریان

عنوان منو
دوره پیشرفته گیمیفیکیشن شروع شد!کد fifty برای جمعه سیاه!
+ +
در حال بارگذاری